cover

کتاب ولایت و امامت از منظر عقل و نقل

درباره ولایت

مسئله ولایت و حکومت پرماجراترین مسئله همه ادیان الهی در طول تاریخ آن‌ها بوده است؛ تا به آنجا که به قول شهرستانی صاحب «ملل و نحل»، در تاریخ اسلام پیرامون هیچ مسئله‌ای به اندازه ولایت خون بر زمین ریخته نشد و کتاب‌ها و چکامه‌های فراوان از صاحبان اندیشه عرضه نگردید. در حالی که این تنها آغاز ماجرا است و ولایت در فرهنگ قرآن ‌تنها در حکومت و زعامت اجتماعی خلاصه نمی‌گردد و فرعی از فروعات فقهی در کنار سایر فروعات دینی محسوب نمی‌شود؛ بلکه ولایت حقیقتی وجودی است که اولین و زیباترین جلوه توحید در نظام تکوین و تشریع را رقم می‌زند و نه‌تنها جوهره همه ادیان الهی بر مدار آن قرار دارد، بلکه کمال نهایی انسان و فلسفه آفرینش در آغاز و انجام است.

در چنین نگاهی، تبیین همۀ تکاپوی ممکنات در کوتاه‌ترین بیان، آن است که همه عالم میهمان سفره ولایت در سیر تسبیحی به سوی کمال اخیر خود در درگاه ولایت‌اند؛ چنانکه مرحوم علامه طباطبایی(ره) در آغاز رساله فخیم «الولایه» فرمود:

«...أنّها هی الکمال الأخیر الحقیقی للإنسان، و أنّها الغرض الأخیر من تشریع الشریعة الحقّة الإلهیّة على ما یستفاد من صریح البرهان، و یدلّ علیه ظواهر البیانات الدینیّة.»

(ولایت بالاترین  کمال حقیقی انسان است و هدف نهایی از تشریع شریعت حقه اسلام می‌باشد؛ چنانکه از براهین عقلی صریح استفاده می‌شود و بیانات دینی هم بدان دلالت دارد.)

بدین ترتیب، در این اثر تلاش شده تا زوایای پنهان «حقیقت ولایت» با کنکاشی «عقلی و نقلی» در متون دینی تبیین گردد.

درباره کتاب

این کتاب را می‌توان اثری جامع در حوزه امامت و ولایت‌پژوهی دانست؛ به طوری که عصاره‌ای از تمامی استدلال‌های موجود در مکاتب مختلف فلسفی، کلامی و عرفانی پیرامون امامت عامه و جایگاه آن در نظام تکوین و تشریع در آن ارائه شده. و تلاش شده تا همه ادله عقلی شیعه در موضوع امامت و ولایت در یک جا گرد آوری شود؛ به گونه‌ای که همه آن‌ها به صورتی ساختارمند و مهندسی شده، مورد تحلیل و جمع‌بندی قرار گرفته، مبانی قرآنی و روایی آن تبیین گردیده و به برخی از اهمّ شبهات وارده نیز پاسخ داده شود.

دیگر ویژگی ممتاز این اثر آنست که مؤلف ارجمند، پس از ذکر همه این آرا و ادله و تبیین آن از زوایای گوناگون، با تکیه بر مکتب علمی-تربیتی حضرت امام خمینی(ره) و مرحوم علامه طباطبایی(ره)، برخی رموز و ظرائف مسئله امامت را موشکافی و رمزگشایی کرده است. ایشان توانسته است با تکیه بر آثار حضرت امام(ره) (خصوصاً کتاب «مصباح الهدایة») و آثار مرحوم علامه(ره) (به‌ویژه رساله «الولایه») به تبیین زوایایی از عمق نگاه شیعه نسبت به امر ولایت بپردازد که تاکنون کمتر بدان پرداخته شده است.

در اینجا اشاره‌وار ذکر می‌کنیم که در مکتب علمی-تربیتی این دو مرد الهی، میدان سیروسلوک، در واقع عرصه طی طریق در مراتب ولایت است و منازل مختلفی که سالک در این سیر طی می‌کند، مراتب به فعلیت رساندن مقام ولایتی است که خداوند استعداد آن را در فطرت توحیدی همه انسان‌ها به ودیعه نهاد.  غایت و نهایت سیر سالک نیز، که مقام بروز و ظهور کامل کمالات و فضائل توحیدی در انسان است، همانا مقام ولایت است. بدین ترتیب، تبیین موضوع امامت و ولایت و پرداخت آن از زوایای گوناگون، مهم‌ترین و اساسی‌ترین مسأله در هندسه دینی و نظام اندیشه قرآنی و معرفت اسلامی است.

آنچه ذکر شد مربوط به سه جلد نخست کتاب است که به براهین عقلی در ابعاد کلامی و فلسفی و عرفانی و اجتماعی می‌پردازد و البته مبانی نقلی آن را نیز در انتهای هر بحث و با بهره‌گیری از قرآن و روایات وارده مطرح می‌کند.

 سه جلد بعدی تلاشی است در جهت ارائه تصویر مقام امامت و ولایت در قرآن کریم. این مجلدات حاوی ادلّه صرفاً قرآنی با بهره‌گیری از چهل آیه است که یک به یک مورد تجزیه و تحلیل و تفسیر قرار گرفته. سیر براهین قرآنی بدین ترتیب است که ابتدا واژه‌های کلیدی آیه شریفه بررسی و تحلیل شده و سپس شأن نزول آن و دیگر نکات ادبی آیه با تکیه بر منابع اصیل فقه اللغه و ادبیات عرب مورد بررسی و موشکافی قرار می‌گیرد و سپس بیان آیه شریفه در تبیین امر ولایت ارائه می‌شود و در پایان، روایات ذیل آیه و دیگر آیات مرتبط با بحث مطرح می‌گردد. ویژگی این روش، توجه به «تفسیر واژه‌محور» آیات الهی است؛ به طوری که بسیاری نکات و لطایف آیات قرآن که در روایات بدان تصریح شده، مستقلاً از خود آیه شریفه قابل استنباط است. روش تفسیری مولف در این اثر بیش از همه نزدیک به روش تفسیری علامه طباطبائی(ره) در المیزان است.

درباره نویسنده

چنانکه ذکر شد، ویژگی مهم این کتاب آنست که آرا و ادله گوناگون و متعددی که توسط جریان‌های اصلی اندیشه شیعی یعنی اوّلاً فقهاء و متکلمین و ثانیاً فلاسفه و اهل عرفان پیرامون موضوع ولایت ارائه گردیده، به هم رسانده و نقاط اشتراک آن را تبیین نموده و هم‌راستایی آنها را -علی‌رغم همه اختلافات و تضارب‌هایی که میان اهالی این صنوف به نظر می‌رسد- در امر ولایت و امامت نمایان ساخته است. این ویژگی مهم، حاصل تحقیق و پژوهش چهل ساله استاد فیاض‌بخش در حوزه‌های مختلف اندیشه اسلامی و بهره‌گیری از اساتید متعدد است؛ چنانکه ایشان از محضر شخصیت‌های ارجمندی چون استاد شهید مطهری(ره) در اصول فلسفه و روش رئالیسم و قسمت‌هایی از شرح منظومه حاج ملا هادی سبزواری و از علامه سید مرتضی عسکری(ره) در تاریخ صدر اسلام و سیره اهل بیت(ع)، و از علامه محمدتقی جعفری(ره) در علوم گوناگون عقلی بهره برده است.

ایشان بعد از گذراندن برخی مقدمات در حوزه علمیه قم، از محضر مرحوم آیت‌الله العظمی فاضل لنکرانی(ره) در کفایة و مرحوم آیت‌الله العظمی حاج شیخ جواد تبریزی(ره) در دروس خارج استفاده نمود.

ایشان همچنین در محضر حضرات آیات عظام حسن‌زاده آملی و جوادی آملی، دروس فلسفی در حکمت مشاء و حکمت متعالیه و نیز عرفان نظری را تا مدارج عالی طی نمود.

البته باید گفت که نقطه عطف فعالیت‌های علمی و تربیتی استاد فیاض‌بخش، درک محضر مرحوم آیت‌الله سعادت‌پرور(ره) (از شاگردان برجسته علامه طباطبایی(ره) در سیر و سلوک) است. ایشان مسئولیت تنظیم و نشر آثار آن مرحوم را عهده‌دار بوده و از زمان حیات استاد تا به امروز، همه اهتمام خویش را پیشبرد و تداوم مکتب علمی و عملی این دو شخصیت ارجمند قرار داده است.

کتاب از زبان نویسنده

در مصاحبه‌ای که با استاد فیاض‌بخش پیرامون این کتاب داشتیم، ایشان به نکات قابل توجهی اشاره نمودند که در اینجا به بخشی از آن اشاره می‌کنیم:

«مرحوم علامه عسکری(ره) -که به‌حق باید گفت عمر خود را در مسئله امامت مصروف داشته بود- در سخنانش به نکته‌ای اساسی اشاره نمود که مشکل امروز جامعه ما از همین جا آغاز می‌شود؛ ایشان می‌فرمود: وقتی من برای ادامه تحصیلات دینی‌ام وارد حوزه نجف شدم، با مطالعات جدی که در تاریخ اسلام داشتم، کم‌کم متوجه شدم که در قرآن و روایات اهل­‌بیت(ع) مسئله ولایت محدود به این نیست که بحث شود خلافت بر امت پس از رسول خدا(ص) با کیست و آیا این امری انتخابی و یا انتصابی است و اگر دومی است، آیا رسول خدا(ص) حضرت علی(ع) را نصّاً معین کردند و یا به گونه دیگری است که مورد اختلاف عامه و خاصه است. اما متاسفانه اوضاع پس از رحلت رسول خدا(ص) طوری پیش رفت که خودبخود در ذهن مسلمین تصور شد که مسئله ولایت و خلافت، تنها به معنای زعامت اجتماعی پس از پیامبر(ص) است. در حالی که این پایین­ترین و کمترین شأن مقام ولایت است. ایشان می‌فرمود: نتیجه چنین تقابلی میان تفکر شیعی و عامی آن شد که علمای برجسته شیعه از قبیل مرحوم شیخ مفید (صاحب کتاب الافصاح فی الامامه) و شاگرد بزرگوار ایشان علم الهدی سیدمرتضی (صاحب کتاب الشافی فی الامامه) و به دنبال آنان محقق طوسی و جناب خواجه نصیر الدین (صاحب تجرید الاعتقاد) و شاگرد معظم‌له علامه حلی (مؤلف شرح معروف تجرید، موسوم به کشف المراد و نیز کتاب الفین) و سایر متکلّمین شیعی، به واسطه فضای تقابلی  که پیش آمده بود و برای پاسخ دادن به مخالفین و احقاق حق از دست رفته اهل بیت عصمت و طهارت(ع)، خودبخود نوشته‌ها و اجتهاداتشان تنها صرف اثبات مسئله وصایت حضرت امیرالمومنین(ع) بعد از رسول خدا(ص) شود. بدین ترتیب مسئله امامت به گونه‌ای در میان امت اسلام مطرح شد که گویی امام یعنی زمامدار امت بعد از رسول خدا(ص) و مبیّن دین و مفسّر حقیقی قرآن بعد از آن حضرت(ص).

ولی این تنها گوشه‌ای از حقیقت امامت در فرهنگ قرآن و کلمات اهل بیت(ع) است. مسئله اینجا است که حقیقت ولایت تنها محدود به این مطلب نمی­شود؛ بلکه ولایت حقیقت ملکوتی است و در نظام تکوین، اول اسم صادر از پروردگار است. در نتیجه، امامت نه فقط یک اعتبار دینی است، بلکه حقیقتی است که تمشیت تمام امور عالم با او است و همه خلایق در نظام تکوین و تشریع جیره‌خوار سفره ولایت در سیر قربی به سوی پروردگار هستند.

بنابراین تحقیق پیرامون مسئله امامت، از یک سو به معرفت دقیق توحید می‌انجامد و از سوی دیگر، نظر بر جزء جزء مطالب اعتقادی و عملی انسان مؤمن در همه امور دینی در صحنه زندگی فردی و اجتماعی دارد؛ چنانکه مضامین بیانات اولیای الهی؟عهم؟ در زیارت‌نامه‌ها و روایات وارده در تفسیر قرآن، به خوبی شاهد بر این معنا است.

به این ترتیب مسئله امامت نه‌تنها از مهم‌ترین اصول دینی بعد از توحید است، بلکه روح ایمان و جلوه اسلام در این حقیقت آشکار می‌شود و ما اگر تمام عمرمان را اختصاص به آن دهیم و اگر تمام تلاشمان را برای فهم ولایت کنیم، نه‌تنها ضرر نکرده‌ایم، بلکه این مدخلی است برای فهم تمام معارف دینی.

این معنای از ولایت مد نظر قرآن و روایات صادره از مقام عصمت است؛ و این مطلبی است که در آثار کلامی کمتر به آن پرداخته شده. اما در میان متأخرین، دو شخصیت ارزنده، یعنی مرحوم امام امت(ره) و مرحوم علامه طباطبائی(ره) در آثارشان به طور جدی به بیان برهانی و نقلی این امر پرداخته‌اند. امام خمینی(ره) در کتاب «مصباح الهدایة الی الخلافة و الولایة» به سیر مقام ولایت در دو قوس نزول و صعود در نظام تکوین پرداخته­‌اند و مرحوم علامه(ره) در رسائل سه گانه خود پیرامون سیر انسان قبل و فی و بعد الدنیا -که به منزله مقدمه‌ای است برای رساله «الولایة»- به طور جدی و از منظر «معرفت‌النفس»ی به این مهم پرداخته‌اند.

جناب علامه طباطبایی(ره) پیرامون پیچیدگی این مسئله و کمبود تحقیقات پیشینیان و همچنین روش خود در تحقیق پیرامون این مهم، در مقدمه رساله «الانسان بعد الدنیا» می‌فرمایند:

«فإنّ المسلک الذی نستعمله من تفسیر الآیة بالآیة، و الروایة بالروایة، بعید الغور، منیع الحریم، وسیع المنطقة، لا یتیسّر استیفاء الحظّ منه فی رسالة واحدة، یقاس فیها النظیر بالنظیر، و الشبیه بالشبیه، و الأطراف بالنسب، و یؤخذ بها الجار بالجار، و ستقف إن شاء اللّه العزیز على صحّة قولنا هذا.

و من الإنصاف أن نعترف أنّ سلفنا من المفسّرین و شرّاح الأخبار أهملوا هذا المسلک فی استنباط المعانی و استخراج المقاصد، فلم یورثونا فیه و لا یسیرا من خطیر، فالهاجم إلى هذه الأهداف و الغایات على صعوبة منالها و دقّة مسلکها، کساع إلى الهیجاء بغیر سلاح، و اللّه المستعان.»

(روشی را که ما در این رساله انتخاب کردیم، از تفسیر آیه با آیه و روایت با روایت، روشی است عمیق با گستره وسیع؛ که استیفای کامل آن در گنجایش یک رساله نیست. و در آن تلاش شده است که آیات و روایات نظیر و شبیه یکدیگر در کنار هم قرار گیرند و از مقایسه آنها مطالب جدید استخراج شود.

انصاف در آن است که اعتراف کنیم قدمای ما از مفسّرین و شارحان حدیث، کمتر به این روش در فهم معارف قرآن و روایات پرداخته‌اند و چیزی از آنان به ما نرسیده است و جز کمی از فراوان این معارف در اختیار ما قرار ندارد. در نتیجه، کسی که به طور جدی بخواهد در این عرصه وارد شود و در اهداف و غایات این مهم تحقیق نماید، همچون مجاهدی است که در صحنه پیکاری جدی در برابر شمشیرها و نیزه‌های فراوان، بدون سلاح و سپر وارد کارزار شود. و تنها خداوند یاور است.)

مرحوم علامه(ره) همچنین در رساله الولایة تعبیر لطیفی دارند؛ ایشان می‌فرمایند:

«الولایة هی الکمال الاخیر للانسان»،

یعنی انسان اگر انسان است، به حقیقتِ ولایت است که انسان است؛ یعنی انسان تا زمانی انسان است که متولی به ولایت اولیاء الهی(ع) باشد.

همچنین مرحوم امام امت(ره) در کتاب مصباح الهدایة خود در معنای ولایت می‌فرمایند:

«فإنّ الولایة هی القرب، أو المحبوبیّة، أو التصرّف، أو الربوبیّة، أو النیابة. و کلّها حقّ هذه الحقیقة، و سائر المراتب ظلّ و فی‏ء لها، و هی ربّ الولایة العلویّة(ع) الّتی هی متّحدة مع حقیقة الخلافة المحمّدیّة(ص) فی النشأة الأمر و الخلق‏»

گویی تمام امور عالم از طریق ولایت است که تربیت و تمشیت می­‌شود.

در این راستا بود که مرحوم استاد سعادت‌پرور(ره)، که به‌حق ادامه‌دهنده راه و میراث­‌دار تعلیمات بلند علامه(ره) بودند، در طول حیات علمی با برکت خود، فراوان بر این امر تأکید می‌کردند و حتی بنا داشتند تفسیری بر محوریت فطرت و قرآن و رابطه ولایت با آیات الهی به نگارش درآورند که تا بیش از بیست جزء قرآن نیز پیش رفتند، اما عمر گرانبارشان یاری نکرد و به لقای الهی شتافتند. ولی ایشان تا پایان عمر بر این مهم تأکید می‌کردند و وصیت می‌نمودند که مبادا این مهم مغفول بماند.

این بنده با شناخت اهمیت این مسئله و نیز بنا بر وصیت استاد، بنا را بر این گذاشتم که آن مطالبی را که در باب ولایت به ذهن قاصر می‌رسید در مجموعه­ای جمع‌آوری کنم و این اثر (کتاب امامت و ولایت از منظر عقل و نقل) که مجموعه براهین عقلی و نقلی در امر امامت و ولایت از این منظر است آماده شد. و البته این تلاش سرآغازی بر یک حرکت علمی عظیم است که امیدوارم سایر محققان ادامه‌دهنده این راه باشند.»

کتاب در یک نگاه:

جلد اوّل- براهین کلامی

  • مقدمه
  • کلیاتی دربارۀ امامت عامه
  • برهان اوّل: امام؛ لطف الهی
  • برهان دوم: امام؛ مبیّن دین
  • برهان سوم: امام؛ مظهر ولایت

جلد دوم- براهین اجتماعی

  • برهان چهارم: امام؛ حاکم الهی
  • برهان پنجم: امام؛ امین الهی
  • برهان ششم: امام؛ راهنمای عقول
  • برهان هفتم: امام؛ هادی به عالم ملکوت
  • برهان هشتم: امام ؛ هادی به مقام مخلصین

جلد سوم- براهین فلسفی و عرفانی

  • برهان نهم: امام؛ پاسخ به سعادت طلبی انسان
  • برهان دهم: امام؛ واسطه فیض الهی
  • برهان یازدهم: امام؛ غایت از آفرینش
  • برهان دوازدهم: امام؛ اشرف نوع انسانی

جلد چهارم- براهین قرآنی (۱)

  • مقدمه
  • برهان اوّل: آیۀ ولایت
  • برهان دوم: آیۀ امامت
  • برهان سوم: آیۀ خلافت
  • برهان چهارم: آیۀ تبلیغ
  • برهان پنجم: آیۀ اولی الامر
  • برهان ششم: آیات هدایت
  • برهان هفتم: آیۀ اکمال
  • برهان هشتم: آیۀ نور
  • برهان نهم: سورۀ قدر
  • برهان دهم: آیۀ صراط المستقیم
  • برهان یازدهم: آیۀ شفاعت
  • برهان دوازدهم: آیۀ شهادت

جلد پنجم- براهین قرآنی (۲)

  • برهان سیزدهم: آیۀ اجتباء
  • برهان چهاردهم: آیۀ رؤیت اعمال
  • برهان پانزدهم: آیۀ حبل الله
  • برهان شانزدهم: آیۀ سلام
  • برهان هفدهم: آیۀ علم الکتاب
  • برهان هجدهم: آیۀ تأویل
  • برهان نوزدهم: آیۀ تعلیم کتاب و حکمت
  • برهان بیستم: آیۀ وارثان کتاب
  • برهان بیست و یکم: آیۀ حفظ امانت
  • برهان بیست و دوم: آیۀ رد الامور
  • برهان بیست و سوم: آیۀ نعیم
  • برهان بیست و چهارم: آیۀ مودت

جلد ششم- براهین قرآنی (۳)

  • برهان بیست و پنجم: آیۀ مباهله
  • برهان بیست و ششم: آیۀ بینه
  • برهان بیست و هفتم: آیۀ تطهیر
  • برهان بیست و هشتم: آیۀ تز یکه
  • برهان بیست و نهم: آیۀ اهل الذکر
  • برهان سی‌ام: آیۀ صادقین
  • برهان سی و یکم: آیۀ بیت الله الحرام
  • برهان سی و دوم: آیۀ ملک عظیم
  • برهان سی و سوم: آیۀ امر به معروف
  • برهان سی و چهارم: آیه صلۀ رحم
  • برهان سی و پنجم: آیۀ استقامت
  • برهان سی و ششم: آیۀ اقامۀ وجه
  • برهان سی و هفتم: آیۀ تکریم والدین
  • برهان سی و هشتم: آیۀ بصیرت
  • برهان سی و نهم: آیۀ سفیران الهی
  • برهان چهلم: آیۀ نفر
  • سخن آخر

مطالب مرتبط