بیان مراتب سلوک الی‌الله در ماه مبارک رمضان، با تکیه بر ادعیۀ این ماه

فرصت حضور

۲۵فروردین۱۴۰۰
فرصت حضور

«فرصت حضور» عنوان مجموعه برنامه‌هایی است که طی 27 قسمت در ماه مبارک رمضان 1441 قمری (1399 شمسی) در صفحات و کانال‌های مؤسسۀ جلوۀ نور علوی در فضای مجازی منتشر گردید.

در این باره، فرازهای دعای وداع امام سجاد(ع) و همچنین ادعیه روزانه ماه مبارک را محور قرار داده‌اند و به مدد دیگر آیات و روایات به شرح آن پرداخته‌اند.

طی مقدمه بحث، ویژگی‌های ماه رمضان در بیان امام سجاد(ع) در دعای وداع ماه مبارک تشریح گردیده و اینکه چرا این ماه فرصتی ویژه  برای سیروسلوک توحیدی تبدیل محسوب می‌شود.

در ادامه، راه‌های سیروسلوک توحیدی در ماه رمضان تشریح شده و در این باره ادعیه روزانه ماه مبارک محور قرار گرفته؛ ذکر شده که گروهی با قدم عقل در راه سلوک پا می‌گذارند و ویژگی‌های ایشان بنا بر آیات قرآن تبیین شده؛ این دسته گرچه بسیار ارجمند و گرامی‌اند، ولی دسته دیگری وجود دارند که راه را با سرعت دوچندان و نورانیتی مضاعف طی می‌کنند و ایشان همانا بهره‌مندان از قدم «محبت» هستند.

در مباحث میانی فرصت حضور، استاد فیاض‌بخش راه نیل به مقام محبین و محبوبان درگاه الهی را تبیین می‌کنند و ویژگی‌های این مقام را شرح می‌دهند.

از آغاز دهه پایانی ماه مبارک، مباحث فرصت حضور حال و هوای خاصی می‌یابد. چراکه اکنون زمان ترک‌تازی محبین در میدان کسب عنایات الهی است. استاد فیاض‌بخش در این بخش به تشریح حالات و مقامات سالکان سیر الی الله در این روزها و شب‌های مهم و حساس می‌پردازند و اینکه چگونه از دهه آخر ماه رمضان برای سیر هرچه بهتر در مراتب محبوبین بهره ببریم. ایشان همچنین ویژگی‌های دهه آخر و نقاط مهمی که سالک باید در مراقبات عملی این ایام به آنها توجه ویژه داشته باشد تبیین کرده‌اند؛ به تعبیر ایشان، شناخت میانبر در میان میانبرها!

در پایان نیز مراقبات و نکات لطیف مربوط به وداع با ماه رمضان و استقبال از عید فطر را متذکر شده‌اند.

«فرصت حضور» بیشتر حول بیان حالات و تذکرات عملی است تا مطالب علمی و نظری.

در بخشی از این جزوه اینطور آمده است:

در دهه پایانی ماه مبارک رمضان سخن در معامله نیست، بلکه در خودسوزی است و حتی واژه رمضان به معنای سوختن است؛ در لغت «رمضه» یعنی او را سوزاند و «رمضان» یعنی سوزاندن[1]، دلیل اینکه ماه رجب و شعبان را به این واژه نام نگذاشتند و فقط در ماه مبارک چنین نامی‌ آمده‌ چون ماه مبارک رمضان گناهان را می‌سوزاند، و ریشه و اساس مطلب این است که باید در ماه رمضان بزرگترین گناه در وجود انسان و ریشه همه گناهان، یعنی پرستش خودیت و هوای نفس (شیطان اکبر) را سوزاند؛ حال اگر در اوایل ماه مبارک کسی موفق نشد، در دهه آخر باید آن را بسوزاند، چون دهه آخر، بستن بار برای سال است؛ از این رو عبادت در این ایام باید عبادت احرار باشد، در این رویکرد دیگر صحبت از دادوستد و خرید و فروش نیست بلکه صحبت از خودسوزی و نابودکردن انانیت­هاست؛ به همین دلیل در دعاهای شب‌‌‌‌های پایانی ماه مبارک فراوان این ‌عبارت تکرار می‌شود: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ إِیمَاناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِی وَ یَقِیناً صَادِقاً حَتَّى یَذْهَبَ بِالشَّکِّ عَنِّی حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّهُ لَنْ یُصِیبَنِی إِلَّا مَا کَتَبْتَ لِی وَ الرِّضَا بِمَا قَسَمْتَ لِی‏»[2]؛ یعنی دیگر من از خودم هیچ چیز نداشته باشم، به آن مرتبه‌ای از ایمان مرا برسان که ایمان با قلب من یکی شود و بین من و ایمان مباشرت باشد و هیچ چیز فاصله نیفتد.

احرار یعنی کسانی که از همه بند‌‌ و غل و زنجیر‌‌ها حتی بندِ خود که بزرگترین بت است، آزاد شدند و خالصانه فقط برای پروردگار عبادت می‌کنند و سراپای وجود و عبادتشان را حب پروردگار گرفته‌ و پر کرده­است؛ (قُلْ إِنَّ صَلاتی‏ وَ نُسُکی‏ وَ مَحْیایَ وَ مَماتی‏ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمین)[3] این شعار پیامبر اکرم‌؟ص؟ در این مقام است و دیگران باید خود را به این مقام برسانند؛ آن کسانی که برای اجر عبادت می‌کنند به آنها اجر داده می‌شود، ولی «او» داده نمی‌شود؛ خواجه خیلی تمثیل زیبایی را در این مقام ذکر می‌کند:

 شنیدم رهروى در سرزمینى                                    به لطفش گفت، رندِ خوشه‌چینى‏

که اى سالک! چه در انبانه دارى                           بیا دامى بِنِهْ، گر دانه دارى‏[4]

دانه در اینجا مراد عبادات ماست و سالک کسی است که دانه‌های خود یعنی عبادات خود را قرار داده برای اینکه سیمرغِ توحید را صید کند یعنی مدام نماز می‌خواند، روزه می‌گیرد بلکه خداوند را صید کند «العیاذ بالله»؛

جوابش داد: کآرى، دانه دارم                 ولى سیمرغ مى باید شکارم

جواب داد: آرى! عبادت زیاد کردم دانه دارم، ولی او را می‌خواهم، بهشت را نمی‌خواهم.

بگفتا: چون به دست آرى نشانش؟       که او خود بى‌نشان است آشیانش

او جواب داد: نه! راهش این نیست؛ تو با دانه می­توانی پرنده‌‌‌‌های کوچک را صید کنی؛ قناری، بلبل، یعنی بهشت را می­توانی به‌دست آوری، اما تو اجر می­خواهی‏ و هرگز او را نمی‌توانی بیابی، چون باید بی­خود شوی تا او را به دست آوری.

 عنقا شکارِ کس نشود، دام بازچین       کاینجا همیشه، باد به دست است دام را[5]

 او برایت باید تعیین تکلیف کند؛ تو هیچ­کاره هستی، تو کیستی که می­خواهی برای او تعیین تکلیف کنی؟ تو باید نابود شوی تا او تو را بپذیرد.

متن کامل جزوه فرصت حضور را از اینجا دانلود نمایید.

مجموعه کامل فایل‌های صوتی فرصت حضور را اینجا ببینید.

مجموعه کامل فیلم‌های فرصت حضور را در کانال آپارات جلوه نور علوی تماشا کنید.


[1]. الراء و المیم و الضاد أصلٌ مطَّرِدٌ یدلُّ على حِدّةٍ فى شى‏ء مِن حرّ و غیره.(معجم المقاییس‌اللغة، ج‏2، ص440)
[2]. تهذیب‌الأحکام، ج‏3، ص: 90؛ «بار خدایا! از تو چنان ایمانى را درخواست مى‏کنم که آن را به قلبم درآمیزى؛ و چنان یقینى را که بدانم جز آنچه تو برایم رقم زده‏اى، چیزى به من نمى‏رسد؛ و [سوم آن که‏] مرا به آنچه برایم قسمت کرده‏اى، خشنود بدارى».
[3]. الأنعام، 162؛ «بگو: مسلماً نماز و عبادتم و زندگى کردن و مرگم براى خدا پروردگار جهانیان است‏ ».                     
[4]. دیوان حافظ، تصحیح قدسی، مثنوى، ص694.
[5]. دیوان حافظ، تصحیح قدسی، غزل9.

مطالب مرتبط