از مجموعهی بیانات بزرگان و نیز از دعاهای ماه رجب و شعبان برمیآید که اصولاً این سه ماه (رجب، شعبان و رمضان) در طول سال فرصتی ویژه هستند تا طیّ آن، انسان خود را برای ورود به مراتب عالی توحید و مقام ولایت آماده کند. گویی ماه رجب سرآغاز ورود به صراط مستقیم توحید است. در کلام رسول خدا{صلوات الله علیه} آمده که:
«أَنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌّ بَابُهَا، فَمَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ فَلْیأْتِ الْبَابَ.»
من شهر علم هستم و علی{علیه السلام} باب آنست؛ پس هر کس خواهان علم است، باید از باب آن وارد شود.
در این حدیث شریف، میتوان علم را مترادف با «حکمت» دانست. و حکمت یعنی توحید ناب:
<یݦُؤݨْٮݧݑݭݭِی الْحِکْمݧَةَ مَنݨݨْ یَشآٰءُ٭ݨݦۚ وَمݧَݡنݨْ یݦُوݩݩݩݘݨْتݧَ الْحِکْمݧَةَ فَٯݧݑݧَدْ اُوتݭݫِیَ خَیْرًا کَٮݩݩݧݧݒݫٖیرݦًݡا٭ݦݦݦݦۗ>[1]
توضیح آنکه: حکمت یعنی «علم ریشهدار»، و ریشهدارترین علوم در میان بشریّت، علم توحید است. بعضی از علوم در مغز است و بعضی از علوم فقط سر زبان است و بعضی از علوم حال است و مقام نیست. اما بعضی از علوم، مقام هستند، آن هم در لایهی اول؛ یعنی در اثر تکرار ملکه شدهاند. اما بعضی علوم از ملکه شدن گذشته و جِبِلّی انسان شدهاند. به این علوم جبلّی که ذاتی انسان شدهاند، حکمت میگویند. لذا حکیم به ریشهدارترین علوم مزیّن شده است، و این چیزی نیست جز فطرت توحیدی انسان که جوهرهی وجودی اوست. پس به هر علمی حکمت نمیگویند. بدین ترتیب میتوان گفت بیان رسول خدا{صلوات الله علیه} که میفرماید: «من مدینهی علم هستم» بدین معناست که ایشان «مدینةالحکمه» هستند.
اما هر کسی اجازه ندارد بهاین مدینه وارد شود. چنانکه خداوند میفرماید:
<وَاݨْٮݧݩݑݧُوا الْبُیُوتَ مِنݨْ اَبْواٰبِهاٰ٭ݦݦݦۚ>[2]
این توصیهی روشن الهی اشاره به آن است که برای ورود به هر امری، باید از راه درست آن وارد شویم و برای بهرهمندی از هدایت و علوم بیپایان نبوی{صلوات الله علیه}، باید از درب ولایت علوی{علیه السلام} وارد شد. خصوصا آنکه در این مقام از دیوار وارد شدن اصلاً معنا ندارد؛ چرا که دیواری برای خانهی علوم اهل بیت؟عهم؟ وجود ندارد. این خانه یک حصار بسته است و به جز از در آن، راهی برای ورود نیست و آن تنها درِ ولایت است.
در روایات آمده که رجب «ماه امیرالمؤمنین{علیه السلام}» است، همچنین شعبان ماه رسول اکرم{صلوات الله علیه} ذکر شده،[3] لذا گویی رجب باب ورود به ماه شعبان، یعنی ماه ولایت است. از همین روست که اغلب اذکار ماه رجب یا اذکار استغفاری است که بنده را آمادهی دریافت حکمت مینماید و یا اذکار توحیدی است. زیرا هر کس از در ولایت وارد شود، میتواند به شهر حکمت وارد شود. و حکمت، چنانکه اشاره شد، علوم ناب توحیدی است. بدین ترتیب، انس دائمی با اهل بیت؟عهم؟ و مقام ولایت، انسان را به ولایت الهی -یعنی ماه رمضان- میرساند. بنابراین، اگر کسی میخواهد تحت ولایت الله واقع شود، باید تحت ولایت اهلبیت؟عهم؟ واقع شود و باید از ولایت امیرالمؤمنین{علیه السلام} آغاز کند.
آنچه گفتیم را میتوان تبیینی بر اسرار اعمال این سه ماه دانست. بر همین مبنا است که اهل معنا از بدو ورود به ماه رجب، خود را آمادهی ورود به ماه شعبان و سپس ماه مبارک رمضان مینمودند و البته این همه، مقدّمهای برای درک لیالی قدر است.
ماههای رجب و شعبان و بیست روز اول ماه رمضان، مقدمهی درک شبهای قدر هستند.
سه ماه رجب، شعبان و رمضان مجموعاً 90 روز است. اگر از این ایام دههی آخر ماه رمضان را کم کنیم، میشود 80 روز. گویی انسان باید دو اربعین را طی کند تا به دههی آخر ماه رمضان برسد که اوج بهرهمندی انسان از مقام ولایت خودش و لیالی قدر است: <اِنّآٰ اَنْزَلْناٰهُ ڡݨݐݭٖی لݠَىݫݫݔݧْلَهݦݑِ الْٯݧݑَدْرِ>. این ده روز آخر، دههی بهرهمندی از مقام امام عصر؟عج؟ و حضرت صدّیقهی طاهره؟عها؟ است. این ده روز، زمان بهرهمندی است.
<وَواٰعَدْناٰ مُوسݧݧݧݧݧݩݧݩٰى ثَلاٰٮݧݧݩݒٖینَ لݠَیݧْلَةݧً وَاَتݨْمݧݩَمݧݩْناٰهاٰ بِعَشْرٍ فَٮݧݩݑَمَّ مݫٖىݫݔٯݨݦݑاٰتُ رَبِّهٖٓ اَرْٮݫݫݓَعݫݫٖینَ لݠَیݧْلَةً٭ݨݨݨݦݦݦݨݦۚ وَقاٰلَ مُوسݧݧݧݧݧݩݧݩٰى لݫݫِاَحݧݧݩݐٖیهِ هاٰرُونَ احݦݩݩݐݨْلُفݨݧْنٖی ڡݨݐݭٖی قَوݨݧْمݫݫݭٖی وَاَصْلِحݨݨݧْ وݩَلاٰ تَٮݧݩݧݑَّٮݪݓِعْ سَبٖیلَ الْمُفْسِدٖینَ>[4]
در این آیهی شریفه، خداوند به اربعین موسوی در دو بخش سی و ده روزه اشاره میفرماید تا بر اهمّیّت هریک به طور جدا گانه تأکید نماید؛ به این ترتیب که هرچند نتیجهی اربعینیّات در اواخر آن حاصل میشود، ولی تحصیل استعداد با مراقبهی دقیق از اوائل است؛ خلاصه آنکه اگر 30 روز اول نبود، آن 10 روز نیز نتیجهای در بر نداشت.
به همین قرینه، هیچ کس نمیتواند از دههی آخر ماه رمضان بهرهمند شود، مگر آنکه دو اربعین قبل از آن را به خوبی طی کند؛ اربعین اوّل ماه رجب و دههی اول ماه شعبان است و اربعین دوم، بیست روز از ماه شعبان و بیست روز از ماه رمضان است. به این ترتیب، انسان برای درک شب قدر و ده روز آخر ماه رمضان لیاقت پیدا میکند.[5]
ندای مَلَک داعی در شبهای ماه رجب
بنا بر روایت منقول از رسول خدا{صلوات الله علیه}، شبهای ماه رجب امتیاز خاصّی نسبت به سایر اوقات آن دارد؛ چراکه خداوند از سرآغاز شب تا به صبح، ملکی به نام «داعی» را در آسمان هفتم قرار میدهد[6] که ندا میدهد:
«عَنِ النَّبِی{صلوات الله علیه} أَنَّهُ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی نَصَبَ فِی السَّمَاءِ السَّابِعَةِ مَلَکاً یُقَالُ لَهُ الدَّاعِی؛ فَإِذَا دَخَلَ شَهْرُ رَجَبٍ یُنَادِی ذَلِکَ الْمَلَکُ کُلَّ لَیْلَةٍ مِنْهُ إِلَی الصَّبَاحِ: طُوبَی لِلذَّاکِرِینَ، طُوبَی لِلطَّائِعِینَ، وَ یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی: أَنَا جَلِیسُ مَنْ جَالَسَنِی وَ مُطِیعُ مَنْ أَطَاعَنِی وَ غَافِرُ مَنِ اسْتَغْفَرَنِی، الشَّهْرُ شَهْرِی وَ الْعَبْدُ عَبْدِی وَ الرَّحْمَةُ رَحْمَتِی، فَمَنْ دَعَانِی فِی هَذَا الشَّهْرِ أَجَبْتُهُ وَ مَنْ سَأَلَنِی أَعْطَیْتُهُ وَ مَنِ اسْتَهْدَانِی هَدَیْتُهُ وَ جَعَلْتُ هَذَا الشَّهْرَ حَبْلًا بَیْنِی وَ بَیْنَ عِبَادِی، فَمَنِ اعْتَصَمَ بِهِ وَصَلَ إِلَیَّ.»[7]
خداوند در آسمان هفتم فرشتهای را منصوب فرموده که به او «داعی» (به معنای دعوتکننده) گویند. چون ماه رجب فرا رسد، آن فرشته از آغاز شب تا صبح ندا سر میدهد: خوشا به حال ذاکران و یادآوران خدا، خوشا به حال مطیعان. و خداوند تعالی میفرماید: من همنشین کسی هستم که همنشین من است، من مطیع کسی هستم که مطیع من است، من بخشندهی کسی هستم که تقاضای بخشش کند. این ماه، ماه من و بنده، بندهی من، و رحمت، رحمت من است. پس هر کس مرا در این ماه بخواند اجابتش میکنم، و هرکس از من چیزی طلب کند به او عطا کنم و هر کس از من طلب هدایت کند، او را هدایت مینمایم. و این ماه را ریسمانی بین خود و بندگانم قرار دادم، پس هرکس بدان چنگ زند به من می رسد.
مرحوم میرزا جواد آقا،بعد از ذکر این روایت شریف مینویسد:
«افسوس از کوتاهی ما در طاعت خدا! کجایند شکرگزاران؟! کجایند تلاشگران؟! آیا عاقلان توان فهم حق این ندای آسمانی را دارند؟! چرا جوابی نمیشنوم؟! کجایند عارفانی که میدانند کسی توان شکر این نعمت را ندارد؟! کجایند کسانی که اقرار به کوتاهی و عجز دارند که در جواب این منادی آسمانی بگویند: اجابت کرده و یاریت میکنیم... ای وعده دهندهی سعادت! با خوشآمدگویی و کمال میل و جانفشانی ندای تو را اجابت میکنیم؛ زیرا ما را به تسبیح کردن مالک کریم خود توجه دادی و ما را ترغیب به اطاعت از مولای مهربان خود کردی و ما را به کرامت پروردگار رساندی. ای منادی! زبان حال افراد پست پاسخت میدهند که ما را بهرهمند ساخته و بزرگ داشتی و دعوت به بزرگترین سعادتها نمودی.
پستی و فساد و کوچکی ما کجا و تسبیح و تمجید خدایمان کجا! خاک کجا و خدای خدایان کجا! آلوده به پلیدیها کجا و مجلس پاکان کجا! و اسیر در زنجیر کجا و منزل آزادگان کجا! ولی لطف پروردگار باعث شده تا به ما اجازهی تسبیح خود را بدهد. و حکمت او ما را مشرّف به این تکلیف کرده است. چه رسوایی بزرگی اگر بعد از این بخشش بزرگ، در تسبیح او کوتاهی و در فرمانبرداری او سستی کنیم! چه آقای کریمی و چه بندههای پستی! چه خدای بردبار و چه بندگان کمعقلی!...»[8]
خطابات این روایت به گونهای است که ما در سایر روایات مشابه آن را سراغ نداریم؛ که خداوند در یک ماه به بندگانش بفرماید: کیانند که نیمههای شب از بستر برخیزند و با من مناجات کنند، خلوت کنند و من همنشین آنان گردم: «أَنَا جَلِیسُ مَنْ جَالَسَنِی»، خداوند در این تعبیر چنان خود را تنزّل میدهد که انسان شرمنده میشود؛ میفرماید که من با شما مجالست میکنم، نه آنکه شما با من مجالست نمایید!
«وَ الْعَبْدُ عَبْدِی»: چنین بندهای (که در این نیمههای شب از بستر برمیخیزد و با من مناجات میکند) بندهی حقیقی من و مستحقّ بهشت خواصّ اولیای من است: <فَادْخُلٖی ڡݨݐݭٖی عِباٰݣݣدٖݣݣی ٢٩ وَادݨݨْحݦݩݩݐُلٖی جَنَّتٖی>[9].
«وَ الرَّحْمَةُ رَحْمَتِی»: رحمتی که من در این شبها بر بندگانم فرو میفرستم، رحمت خاصّالخاص من است؛ رحمتی است که سالک را کامل و واصل میکند.
«فَمَنْ دَعَانِی فِی هَذَا الشَّهْرِ أَجَبْتُهُ»: هر کس در این ماه مرا بخواند، جوابش را میدهم.
«وَ مَنْ سَأَلَنِی أَعْطَیتُهُ»: هر کس در این ماه از من چیزی بخواهد، به او میدهم؛ حتّی اگر خود من را بخواهد به او میدهم؛ چراکه در ادامه میفرماید: «وَ مَنِ اسْتَهْدَانِی هَدَیتُهُ»: هر کس از من هدایت خاصّ را بخواهد هدایتش میکنم. کسی که نیمههای شب، آن هم در ماه رجب، از بستر برخواسته و مشغول مناجات با خدای خود شده، مگر هدایت شده نیست؟ پس چرا در روایت میفرماید که از من هدایت بخواهد؟ این نشان میدهد که سالک در اینجا طالب هدایت خاص است؛ اگر هدایت نشده بود که نیمههای شب برای مناجات برنمیخواست. چنانکه خداوند در این آیهی شریفه میفرماید:
<یآٰ اَیّݧُهݧَا الَّذٖینَ ءاٰمَنݨُوٓݢݢا ءاٰمِنُوا بِاللّٰهِ>[10]. خداوند به کسانی که ایمان آوردهاند فرمان میدهد که ایمان بیاورند، اگر هر دو ایمان در یک رتبه بود، امر به تحصیل حاصل بود! و چنین امری از خداوند لغو است! پس مراد از آیه توصیه به مرتبهی بالاتر از هدایت است. همان طور که در اینجا میفرماید: «وَ مَنِ اسْتَهْدَانِی هَدَیْتُهُ».
و بعد میفرماید: «وَ جَعَلْتُ هَذَا الشَّهْرَ...»: و من این ماه را ریسمانی بین خودم و بندگان خاصّم قرار دادم؛ هر کس به این ریسمان چنگ بزند، بداند که به من متصل میشود.
لذا در حدیث قدسی است که خداوند خطاب به حضرت موسی{علیه السلام} دربارهی نماز شب میفرماید:
«یا ابْنَ عِمْرَانَ، هَبْ لِی مِنْ عَیْنِکݡَ الدُّمُوعَ وَ مِنْ قَلْبِکَ الْخُشُوعَ وَ مِنْ بَدَنِکَ الْخُضُوعَ، ثُمَّ ادْعُنِیݡ فِی ظُلَمِ اللَّیْلِ تَجِدْنِی قَرِیباً مُجِیباً. یا ابْنَ عِمْرَانَ، کَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ یُحِبُّنِی وَ إِذَا جَنَّهُ اللَّیْلُ نَامَ عَنِّی»
ای فرزند عمران، از چشمانت اشکهایت را و از قلبت خشوع و از بدنت خضوع را بر من هدیه کن و سپس مرا در تاریکی شب بخوان و قطعاً مرا نزدیک و اجابتکننده مییابی. ای فرزند عمران، دروغ میگوید آنکه میپندارد که مرا دوست میدارد، اما وقتی تاریکی شب او را فرا میگیرد، در خواب فرو میرود.
«أَ لَیْسَ کُلُّ مُحِبٍّ یُحِبُّ خَلْوَةَ حَبِیبِهِ؟ هَا أَنَا ذَا یا ابْنَ عِمْرَانَ مُطَّلِعٌ عَلَی أَحِبَّائِی، إِذَا جَنَّهُمُ اللَّیْلُ حَوَّلْتُ أَبْصَارَهُمْ مِنْ قُلُوبِهِمْ وَ مَثَّلْتُ عُقُوبَتِی بَیْنَ أَعْیُنِهِمْ، یُخَاطِبُونِّی عَنِ الْمُشَاهَدَةِ وَ یُکَلِّمُونِّی عَنِ الْحُضُورِ.»[11]
آیا نه این است که هر محبّی خلوت با محبوب خود را دوست میدارد؟ هان ای پسر عمران، این منم که بر دوستانم مطلع هستم، چون شب آنان را فراگیرد، چشم دلشان را باز میکنم و عذاب خود را در برابرشان مجسّم میسازم و ایشان مرا مخاطب خود قرار میدهند، چنانکه مرا در مقام شهود مورد خطاب قرار میدهند و در مقام حضور گفتگو مینمایند.
پس ای عزیزان، اکنون که ماه رجب فرا رسیده و معشوق خود آمده و ما را فرامیخواند، خود را مهیّای خلوت با او و رازگویی با آن محبوب اول و آخر نماییم.
شب خیز که عاشقان به شب راز کنند
گِرد در و بام دوست پرواز کنند
هر جا که دری بود به شب بر بندند
الا در دوست را که شب باز کنند
[1]. بقره، 269.
[2]. بقره، 189.
[3]. امیر المؤمنین{علیه السلام} فرمود: « شَهْرُ رَمَضَانَ شَهْرُ اللَّهِ وَ شَعْبَانُ شَهْرُ رَسُولِ اللَّهِ{صلوات الله علیه} وَ رَجَبٌ شَهْرِی.» (وسائل الشیعة، ج10، ص493)
[4]. اعراف، 142.
[5]. برای آشنایی بیشتر با اربعینیّات و جایگاه آن در مراتب سیر و سلوک توحیدی، رجوع کنید به دفتر چهارم از همین مجموعه: ادب حضور در اربعین موسوی{علیه السلام} (آداب و مراقبات ذیقعده و دههی اول ذیحجّه)
[6]. قرار گرفتن این ملک در آسمان هفتم نشاندهندهی علوّ مرتبهی اوست؛ چراکه عالم ذومراتب است و در هر مرتبه، ملائکهی در خور آن مرتبه حضور دارند و آسمان هفتم، فقط جایگاه ملائکهی مقرّبین است؛ چراکه دیگر فوق آن مرتبهای نیست. لذا درمییابیم که این صدا از عدنان عرش و بالاترین مراتب آسمان تا ادنی مرتبهی آفرینش را در بر میگیرد.
[7]. إقبال الأعمال (ط. دار الکتب الإسلامیه، 1409هـ.ق.)، ص628.
[8]. المراقبات (ط. اخلاق، 1385هـ.ش.)، ص96.
[9]. فجر، 29 و 30.
[10]. نساء، 136.
[11]. إرشاد القلوب إلى الصواب (ط. الشریف الرضی، 1412هـ.ق.)، ج1، ص93.