توصیهی مرحوم استاد سعادتپرور[1] آن بود که در آستانهی اوقات شریف، بهتر آن است که غسل و نماز توبه نماییم که دستور آن را مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان در اعمال یکشنبههای ماه ذیقعده نقل میکند.[2] لذا پسندیده است که این نماز را در آستانهی ورود به ماه رجب بهجای آوریم؛ به امید آنکه پاکیزه از گناهان بر این ماه عزیز وارد شویم.
شست و شویی کن و آنگه به خرابات خرام
تا نگردد ز تو این دیرِ خراب، آلوده
پاک و صافی شو و از چاه طبیعت به درآی
که صفایی ندهد، آبِ تراب آلوده
همچنین مرحوم استاد سعادتپرور توصیه
میکردند که استغفاراتی که در کتاب «آدابالمریدین»[3]
برای بین الطلوعین، هنگام صبح و بعد از مغرب ذکر شده و همچنین در باب توبه توصیه شده است، در بین الطلوعین و بعد از غروب آفتاب ایام ماه رجب انجام دهیم.
علاوه بر این، اذکار فراوانی برای روزها و شبهای ماه رجب ذکر شده؛ از جمله اذکار استغفاری و توحیدی که بخشی از آنها در مفاتیح الجنان ذکر شده است.
در میان این اذکار، حضرت استاد بر برخی تأکید بیشتری مینمود؛ از جمله دعای ناحیهی مقدّسه که از طریق عثمان بن سعید در توقیع شریف صادر شده؛ دیگری دعایی است که در تعقیب نمازها خوانده میشود؛ همچنین از جمله اذکار استغفاری و یا توحیدی که در طول روز و یا همهی ایام رجب توصیه شده، ده هزار مرتبه سورهی توحید در کل ماه است که اگر این عدد را به روزهای ماه تقسیم کنیم، میشود روزی 333 بار، که اگر این تعداد مقدور نباشد، چه خوب است که با تسبیح تربت و به هر تعداد که برایمان مقدور است این ذکر را بگوییم، اما ترک ننماییم.
شب اوّل ماه رجب یکی از چهار شب سال است که احیای آن توصیه شده و روز اوّل آن نیز به روزه ممتاز است.
نماز شب؛ مرقات اهل سلوک
توصیه به نماز شب در بیانات الهی و فرهنگ کلمات اهل بیت؟عهم؟ به حدّی است که در میان اهل معنا، جایگاه نماز شب مانند جایگاه نمازهای یومیّه برای تودهی مردم است و امکان ندارد کسی بدون نماز شب بتواند در مسائل معنوی به جایی برسد.
خداوند خطاب به رسول اکرم{صلوات الله علیه} دربارهی نماز شب میفرماید:
<وَمِنَ اللَّیْلِ فَٮݠݧݑَهݧݨݧَݡجݦݩَّݡݡدْ بِهٖ ناٰڡݨݐݫِلَةً لَکَ عَسݩݧٰٓى اَنْ یَٮݫݫݓݧْعَثَکَ رَبُّکَ مَٯݨݑاٰمًا مݨݧَݡحݨْمݧُودًا>[4]
و پاسی از شب را از بستر برخیز (و به عبادت و نافلهی شب بپرداز) و این یک وظیفهی اضافی برای تو است؛ امید آنکه خداوند به برکت این عمل تو را به مقام محمود نائل گرداند.
«تهجّد» در لغت به معنای برخاستن از بستر است. این آیهی شریفه نشان میدهد که صرف جدا شدن از بستر برای نماز شب، ارزشمند است؛ ممکن است بعضی نتوانند ابتدای شب بخوابند، آنها میتوانند برای ادای نافلهی شب، بعد از نیمهشب نماز شب را بخوانند و بعد بخوابند، ولی این دیگر تهجّد نیست، صرفاً نماز شب خواندن است. در حالی که ما امر به تهجّد شدهایم؛ یعنی انسان شب را بخوابد و بعد، نیمههای شب برای نماز برخیزد.
در سننالنبی آمده که پیغمبر اکرم{صلوات الله علیه} در طول شب سه بار از خواب برمیخواست. نمازهای ایشان دو چهار رکعت و یک سه رکعت بود؛ حضرت میخوابیدند، بلند میشدند و چهار رکعت نماز شب میخواندند و سپس میخوابیدند، بعد از یک ساعت، برمیخواستند و چهار رکعت بعدی را میخواندند، بعد یک سجده طولانی بهجا میآوردند و دوباره میخوابیدند، کمی بعد دوباره بیدار میشدند و سه رکعت بعدی را میخواندند.[5] تهجّد بسیاری از بزرگان ما هم به همین ترتیب بود؛ چنانکه از مرحوم آقای قاضی نقل شده.
منظور این نیست که ما هم این طور باشیم، سخن در اینست که بهانه نیاوریم که شبها کوتاه است و نمیتوانیم نماز شب بخوانیم. امام عسکری{علیه السلام} دربارهی سلوک الی الله می فرمایند:
«إِنَّ الْوُصُولَ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَفَرٌ لَا یُدْرَکݡُ إِلَّا بِامْتِطَاءِ اللَّیْل»[6]
به راستی که وصول و بار یافتن به محضر خداوند- عزّ و جلّ- سفری است که جز با سوار شدن بر مرکب شب [و بیداری و انجام عبادات در آن] نمیتوان بدان رسید.
آیتالله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی از استادش آخوند ملا حسینقلی همدانی[7] چنین نقل میکند:
«شیخ و پیشوای من در علوم حقّه برایم حکایت نمود که از طالبان آخرت، احدی به مقامی از مقامات دینی نرسید، مگر آنان که اهل تهجّد و شبزندهداری بودند.»[8]
باید همتی به خرج داد و از امور دیگر در این ماه برای جبران خسارتها مایه گذاشت.
مرحوم سید علی آقای قاضی در توصیهی به نماز شب میفرمود:
«اما نماز شب، پس هیچ چاره و گریزی برای مؤمنین از آن نیست، و تعجب از کسی است که میخواهد به کمال دست یابد، در حالی که برای نماز شب قیام نمیکند. و ما نشنیدیم که احدی بتواند به آن مقامات دست یابد، مگر به وسیلهی نماز شب.»[9]
همچنین مرحوم علّامهی طباطبایی از ایشان نقل میفرمود:
«چون در نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم، از نقطهنظر قرابت و خویشاوندی، گاهگاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب میشدم؛ تا یک روز درِ مدرسهای ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آنجا عبور میکردند. چون به من رسیدند، دست خود را روی شانهی من گذاردند و گفتند: ای فرزند! دنیا میخواهی نماز شب بخوان، آخرت میخواهی نماز شب بخوان!»[10]
یک مسئلهی کنترلی مهم
مرحوم آقا سید احمد کربلایی[11] در نامهای به یکی از شاگردانش که از استاد دستوری برای پیدا کردن حال گریه و انابه درخواست کرده بود، مینویسد:
«فدایت... مسائل راه آخرت آموختنی نیست؛ بلکه نوشیدنی است؛ تضرع و ابتهال از درد و سوز دل برمیخیزد. درد پیدا کن آن خود تضرع و ابتهال میآورد.
آب کم جو تشنگی آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پست
هرگز شنیده شده که زن بچهمرده را گریه تعلیم کنند؟! یا زن آبستن را زاییدن بیاموزند؟! بلی، نائحه[12] را که اجاره کنند، یا بازی زاییدن بخواهند درآورند، محتاج به تعلیم و آموختن خواهد بود و از این فرمایشِ سرکار -علاوه بر سایر مطالب- معلوم می شود که به فکر و ذکر پرداخته ای، تا آتش فراق مشتعل گردد و همچنین در مجاهده هم کوتاهی نموده و مغرور شدهای! و الّا مجاهدهی صادقه، علم وجدانی به قبائح اعمال و افعال و سَکَنات و اخلاق و مَلَکات می آورد، و این ها از دنائت مرتبهی ذات نفس است که حقیقتا جهنّمِ روحانی است. اگر کسی خود را فعلاً و حقیقتاً در جهنم دید، محتاج به آموختنِ تضرع و ابتهال نخواهد بود؛
فَهُمْ وَ النّارِ کَمَنْ قَدْ رَأَها وَ هُمْ فیها مُعَذَّبُونَ[13]»[14]
بله! کسی که درد ندارد، اگر بخواهد گریه کند، میماند که چگونه گریه کند؛ چون درد نکشیده؛ بچهی او نمرده است. ما باید دردمند شویم تا ندای «أَیْنَ الرَّجَبِیُّون» و «أَنَا جَلیسُ مَنْ جالَسَنی» را درک کنیم! به همین دلیل است که به قول مرحوم میرزا جواد آقا، اولیای الهی برای درک لیلةالقدرِ ماه رمضان، از شب اول ماه رجب دورخیز میکردند.
زبان حال ما در ایام ارجمندی چون رجب، که با ظرفیّت ناچیزمان قادر به درک عظمت آن نیستیم، باید این باشد که اگر عزیز مصر نیستیم تا بتوانیم یوسف{علیه السلام} را بخریم، لااقل مثل آن پیرزنی باشیم که در صف خریداران یوسف{علیه السلام} ایستاد؛ تا صرفاً تماشاچی آن جمال زیبا نباشد![15] بیایید ما هم در این ماه رجب همّتی کنیم تا لااقل در صف رجبیّون قرارمان دهند!
ارزشمندترین کار در ماه رجب؛ اهتمام به نمازهای یومیه
اهتمام به نمازهای یومیه؛ مهمتر از خواندن نماز شب
توجه به نمازهای یومیه و اهتمام به حال و حضور قلب در آن، مهمتر از هر عمل عبادی دیگر است. به تعبیر مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی، اگر ابتدا نماز یومیهمان را درست کنیم، آن چنان تلألؤ و نورانیّتی در زندگی انسان ایجاد میشود که انسان را برای نماز شب بیدار میکنند و خداوند باب توفیقات دیگر را برای او باز مینماید!
مرحوم آیتالله بهجت از استادشان سید علی آقای قاضی نقل مینمود که:
«اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد، مرا لعن کند!»[16]
در وصیتنامهی کوتاه آن مرد الهی نیز، اوّلین مطلبی که بدان دستور داده شده، اهتمام به نماز است:
«امـا وصـیـتهای دیـگـر، عـمـدهی آنها نـمـاز اسـت. نـمـاز را بـازاری نـکـنـیـد، اول وقـت بـه جـا بـیـاوریـد، بـا خضوع و خشوع! اگر نماز را تحفظ کردید، همه چیزتان مـحـفـوظ مـیمـاند، و تسبیح صدّیقهی کبری سلام الله علیها و آیتالکرسی در تعقیب نماز تـرک نـشـود...»
ایشان خود چنان از حلاوت انس با نمازهای یومیه سرمست بود که میفرمود:
«فقر و بیپولی و اولاد زیاد همواره به من فشار میآورَد، اما هنگامی که سر نماز میایستم، خداوند تبارک و تعالی لذت عبودیت را به قسمی به بنده میفهماند که قریب به یک ساعت نمازم طول میکشد و پس از نماز فکر میکنم این لذت عبودیّت در نشئهی بعدی به نحوی که عبودیّت و ربوبیّت حفظ شود، آیا نصیبمان میشود یا نه؟!»
همچنین از ایشان منقول است:
«تمام همّ و غمّ دنیا در نزد ما تا اول الله اکبر نماز است.»
و میفرمود:
«دو سه روز است در این فکرم که اگر در بهشت نگذارند ما نماز بخوانیم چه بکنیم؟»[17]
این حال بزرگان ما دربارهی نماز است.
اگر سالک در این ماه رجب «غیرت» به خرج دهد و با قدم همت پای پیش نهد، خداوند نیز از او دستگیری میکند؛ که پروردگار انسانهای غیور را دوست دارد.
در خرقه چو آتش زدی ای عارف سالک
جهدی کن و سر حلقهی رندان جهان باش
و لذا بهترین و اوّلین و اصلیترین دستور سلوکی در ایام ماه رجب، اصلاح امر نماز است. و هرکس در هر مرتبه از مراقبه و حضور قلب در فرائض یومیه است، بنا بگذارد که یک قدم به جلو بردارد؛ در ابتدا احکام فقهی آن را اصلاح نماید که هرگز با نماز غلط و باطل، قدمی پیشرفت حاصل نخواهد شد و سپس به اصلاح کیفیّت آن، از حضور قلب گرفته تا مراتب دیگر، بپردازد. ملاک پیشرفت در مسائل معنوی، حال خوش و میزان حضور قلب در نماز است.
مرحوم آیتالله بهجت میفرمود:
«اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسطهی خضوع و خشوع و آن هم به اعراض از لغو محقّق میشود، کار تمام است!»
روایاتی پیرامون حضور قلب در نماز
از امام صادق{علیه السلام} روایت شده که فرمود: وقتی بندهی مؤمن به نماز میایستد و رو به پروردگار میکند، خداوند هم به او اقبال مینماید؛ یعنی در اول نماز که بنده میگوید «الله اکبر»، خداوند هم میفرماید «لبیک»، این خطاب به همهی نمازگزاران هست، و در ادامه میفرمایند: و هنگامی که عبد وارد نماز میشود، اگر با غفلت، روی دل از خداوند برتابد و حضور قلب خود را از دست بدهد، خداوند نیز از او اعراض میکند و او را به ملکی واگذار مینماید. امام{علیه السلام} سپس میفرمایند: از نماز آن مقدار قبول است که حضور قلب در آن باشد.[18]
خلاصه اینکه اگر کسی بتواند حتّی در یک رکعت از نمازش هم حضور قلب کامل داشته باشد، نمازش درست است؛ اگر در رکعت اول نشد، در رکعت دوم جبران کنیم، اگر نشد در رکعت سوم، نشد چهارم. در روایتی دیگر آمده که اگر کسی در ثلث نماز حضور قلب داشت، ثلث آن، در ربعش داشت، ربع، تا میرسد به عُشر، بعد میفرماید اگر کسی حتّی در یک دهم نمازش هم حضور قلب نداشت، نماز او مثل تکّهای لباس کهنه پیچیده میگردد و به صورتش کوبیده میشود و از درگاه الهی رانده میشود.[19]
اینکه در روایات دربارهی نماز آمده «إِنَّ أَوَّلَ مَا یحَاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلَاةُ، فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا»[20] آیا ما را به فکر وا نمیدارد؟ ما همهی عملمان به برکت نمازمان قبول میشود، نمازمان هم که چنین وضعی دارد! چه کنیم؟! چه چیزی شب اوّل قبر به دست ما میآید؟ این از نماز ماست که ستون دین است. با این توضیحات مشخص میشود که هیچ دستور ذکری و فکری به اهمیت نماز نداریم. حال چهطور نماز را درست بخوانیم؟
روش عملی تحصیل حضور قلب در نماز
حضور قلب دارای مراتبی است. در ابتدا باید بنا را بر این بگذاریم که در میان نمازهای یومیّه، فقط یک نماز دو رکعتی صبح را با حضور قلب بخوانیم و اگر به این هم قادر نیستیم، به کمتر اکتفا کنیم. پس بیایید از ابتدای ماه رجب به طور جدی تصمیم بگیریم که این اتفاق بیفتد؛ یعنی اگر موفق نشدیم خود را تنبیه کنیم.
مرحوم آیتالله بهجت میفرمود:
«شما آن مقدار از نماز که دست خودتان است توجّه کنید، بقیهی نماز را خدا خودش درست میکند.»[21]
نازلترین مرتبهی حضور قلب در نماز، بعد از مرتبهی فقهی آن، یعنی توجه به اینکه نماز میخوانم، توجّه به معانی کلماتی است که میخوانیم.
و چون کنترل خواطر در ابتدا سخت است، باید کار را از کم آغاز کرد، مثلاً تمرین حضور قلب را از نماز صبح و حتّی بخشی از آن مانند قرائت سورهی حمد شروع کرد و سپس توسعه داد. اینکه گفته میشود از نماز صبح شروع شود به این دلیل است که نماز صبح بعد از استراحت شبانه است و روح آرام گرفته و خواطر شیطانی در نماز صبح کمتر به انسان حمله میکند، ولی در بقیهی نمازهای یومیّه، حملهها شدیدتر است. لذا کنترل خواطر نفسانی در نماز صبح راحتتر است. اگر این کار هم میسر نیست، این تمرین را در نماز نافلهی صبح انجام دهیم، به این ترتیب که در حال نماز به معانی کلماتی که میگوییم توجه داشته باشیم؛ گویی در حال بازگو کردن مطلبی نزد بزرگی هستیم.
آیتالله بهجت میفرمود:
«اگر در همان الله اکبر، شخص متوجه باشد که دارد چه کار میکند، دیگر لازم نیست که تا آخر نماز خیلی زحمت بکشد.»[22]
حضوری گر همی خواهی، از او غایب مشو حافظ
مَتی ما تَلقَ مَن تَهوَی، دَع الدنیا و اَهمِلها[23]
مراقبه؛ اصلیترین دستور در سلوک
این وصیّت مرحوم استاد سعادتپرور بود که تلاش کنیم در ماه رجب، بر خلاف جریان و مسیر این روزگار شنا کنیم؛ بیاییم قدری خود را خرج وجود خودمان کنیم. لذا لازم است که در میان زشتیها و صفات ذمیمهی خود بررسی دقیق کرده و آن رذیلهای که فکر میکنیم بیشتر مزاحم است و توان مبارزه با آن را داریم، در نظر بگیریم و به طور جدّی با آن مقابله کنیم و مراقبهی خود را بر ترک آن صفت ذمیمه قرار دهیم و هر شب محاسبهی دقیقی نسبت به آن وصف داشته باشیم.
نکتهی دیگر آنکه تجربه نشان داده شیطان در روزهای آخر ماههای عزیز، حملات بیشتری دارد و تلاش میکند تا همهی زحمات انسان را یکباره با یک گناه یا عصبانیت و یا رفتار زشت ناگهان از بین ببرد؛ چنانکه استاد می فرمود:
«گاهی یک عصبانیت، بیست سال انسان را به عقب میاندازد.»
از همین رو لازم است که سالک به تناسبی که در این سه ماه پیش میرود، مراقبهی خود را نیز بیشتر و دقیقتر بنماید تا از مهالک شیطان در امان باشد.
دستور عملی مراقبه
خداوند دربارهی شیطان و سربازان او میفرماید:
<یاٰ بَنٖیٓ ءاٰدَمَ لاٰ یَفݨْٮݩݩݑِںݧݩݐَںݧݧݩݩݐَّکݠُمُ الشَّیْطاٰنُ کَمآٰ اَخݨݨْرݨݨَحݬݓݨݨَ اَبݨَوݨݨَیݨْکُمْ مِنَ الْجݨݧَںݡݧݩݧݩݐَّةِ ... اِنَّهݧُۥ یَرݧٰݣݣىکُمْ هُوَ وَٯݨݑَݡبݫݫݬݬݬݫٖىݫݔلُهݩݧُۥ مِنݨْ حَیْثُ لاٰ تَرَوْنَهݠݧݩُمݨݨݦْ٭ݦݦݦۗ اِنّاٰ جَعَلْنَا الشَّیاٰطٖینَ اَوْلݫݬِىݫݫݔآٰءَ لݫِلَّدݨݐٖینَ لاٰ یݦݩُؤݨْمݫِںݧݩݐُونَ>[24]
ای فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد! چنانکه پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند... به راستی او و همگنان وی شما را از جایی که شما آنها را نمیبینید، میبینند؛ بیگمان ما شیطانها را سرپرست کسانی کردهایم که ایمان ندارند.
بنابراین شیطان به هر کس از نقطهی ضعف او وارد میشود و اغوایش مینماید. پس لازم است که قبل از آغاز ماه رجب، محاسبهی دقیقی داشته باشیم و نقطهی ضعف اصلی خود را در مقابل شیطان پیدا کنیم؛ به این ترتیب که عیوبی که احساس میکنیم آسیبپذیری اصلی ما از آنجاست شناسایی نماییم؛ مثلاً کسی ممکن است در برابر شهوت شکم ضعیف است و ناخواسته پرخوری یا بدخوری میکند و در نتیجه توفیق روزه و یا برخی اعمال عبادی، از جمله نماز شب را پیدا نمیکند، دیگری در برابر عصبانیت و غضب ضعیف است، کسی ممکن است در موقعیّتهای خاصّی عصبانی شود، مثلاً شخصی در حال رانندگی زود عصبانی میشود. مهم در این مسئله آن است که در یافتن نقاط ضعف اخلاقی خود به طور کاربردی دقیق شویم؛ دقیقاً جاهایی را که میدانیم و تجربه کردهایم که معمولاً در آن موقعیّتها شیطان ما را زمین میزند، محاسبهی دقیقی انجام دهیم و آنها را پیدا کنیم. لازم نیست به خود مغرور شویم و بگوییم من با همهی زشتیهای خودم و با همهی جنود شیطان یک باره وارد جنگ میشوم، انسان حریف نیست، بلکه باید یک یا دو عیب و نقطه ضعف اصلی را در نظر بگیریم. به طور جدّی نسبت به آن میدانهایی که واقعاً بیش از بقیه در آنجا زمین خوردهایم حسّاس باشیم. حتّی لازم است که انسان نسبت به این موقعیتها احتیاط کند؛ مثلاً میدانیم کاری که انجام میدهیم گناه نیست، اما اگر انجام دهیم، وارد فضایی میشویم که مناسب نیست و نمیتوانیم تبعات آن را کنترل کنیم، پس بهتر است در آن فضا وارد نشویم. مثلاً تجربه کردهایم که اگر کسی در مقابل ما بلند حرف بزند، کمکم عصبانی میشویم، پس اگر در چنین موقعیتی قرار گرفتیم و طرف مقابل را نمیتوانیم کنترل کنیم، از آن فضا بیرون بیاییم، اگر او فریاد میزند، ما جرعهجرعه آب بنوشیم و یا تلاش کنیم روی موضوع دیگری تمرکز نماییم، یا در دل آیات قرآن را بخوانیم و بر آن تمرکز کنیم. به هر صورت باید تمام تلاشمان بر این باشد که در این ماه بر دهان شیطان بکوبیم.
مرحوم آیتالله سید مهدی بحر العلوم در رسالهی سیر و سلوکی که منسوب به ایشان است بیانی به این مضمون دارد که: شیطان در اوایل راه، ما را عددی حساب نمیکند، لذا معمولاً سربازان ضعیفش را میفرستد؛ او اصلاً ارزشی برای افراد عادی قائل نیست تا به خود زحمت دهد و وارد میدان شود. به تناسب اینکه انسان در ماه رجب و شعبان جلو میآید، او سربازان قویتر خود را میفرستد و هنگامی که آنها شکست خوردند، بالاخره خود وارد میدان میشود؛ شیطان وقتی زمین بخورد، یعنی کفر زمین خورده است. لذا اگر در معرکهای در مقابل یکی از جنود شیطان پیروز شدیم، نباید مغرور شویم؛ بدانیم که یکی از سربازان ضعیف او را زمین زدهایم، منتظر سرباز بعدی باشیم، منتظر پاتک دشمن باشیم. لذا واجب است که همیشه در حال مراقبه باشیم.
عمدهی دستورات در ماه رجب، استغفار است؛ یعنی مراقبه و طلب آمرزش از خداوند. استغفارات مابین الطلوعین صبح، و نیز هنگام غروب خیلی مهم است و هریک شب و دیگری روز ما را اصلاح میکند.
باید حداقل مراقبهی ما بر روی گناه باشد، آن هم مبتلابهترین گناهی که انسان به آن آلوده است؛ خیلیها میگویند که در خود گشتیم ولی پیدا نکردیم، این خیلی زشت است که کسی عیوب خود را نداند. اما در این صورت میتوان به کتب اخلاقی مراجعه کرد که به برخی عیوب مبتلابهتر اشاره کردهاند.
مراقبهی زبان؛ امّالمراقبات
در نصوص روایی داریم که در میان مراقبات، آنکه گویی امالمراقبات و مرکز ثقل مسئله است، مراقبه بر زبان است؛ چنانکه رسول خدا{صلوات الله علیه} با رؤیت هلال این ماهها میفرمودند:
«اللَّهُمَّ بَارِکݡْ لَنَا فِی رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ وَ بَلِّغْنَا شَهْرَ رَمَضَانَ وَ أَعِنَّا عَلَی الصِّیامِ وَ الْقِیامِ وَ حِفْظِ اللِّسَانِ وَ غَضِّ الْبَصَرِ وَ لَا تَجْعَلْ حَظَّنَا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ.»[25]
خداوندا، ماه رجب و شعبان را بر ما مبارک گردان و ما را به ماه رمضان برسان و بر روزه داری، شبخیزی، حفظ زبان و پوشیدن چشم، یاری ده و بهرهی ما را از آن، فقط گرسنگی و تشنگی قرار مده.
معمولاً عصبانیت از راه زبان بروز مییابد، شهوت از طریق زبان آغاز میشود، تهمت و تحقیر و غیبت از زبان جلوه میکند، خود پرحرفی هم جزو زشتیهاست؛ لذا اگر کسی هیچ گناهی در خود پیدا نمیکند، لااقل در این ماه این مراقبه را شروع کند و در جاهایی که خدا دوست ندارد، پرحرفی نکند. منظور این نیست که سخن گفتن با خانواده، مادر، همسر و... را کم کنیم. دقت کنیم و ببینیم در دانشگاه، در کوچه و بازار و... کجا با مردم لغو میگوییم، آنها را کنترل کنیم.
دم مزن تا بشنوی اسرار حال
از زبان بی زبان که: قم تعال
دم مزن تا بشنوی زآن دم زنان
آنچه ناید در بیان و در زبان
دم مزن تا بشنوی ز آن آفتاب
آنچه نامد در کتاب و در خطاب
شعبان ماه رسول اکرم{صلوات الله علیه} است و باب ورود به ماه شعبان از ماه رجب است. لذا اگر انسان ماه رجب خوبی نداشته باشد، ماه شعبان خوبی نخواهد داشت و اگر ماه شعبان خوبی نداشته باشد، طبعاً توحید خوبی ندارد؛ زیرا که ماه رمضان ماه پروردگار و توحید است. بدون ورود به بیت ولایت رسول اکرم{صلوات الله علیه}، ماه رمضان، ماه بابرکتی برای انسان نخواهد بود. لذا شخص باید از ماه رجب کمر همّت ببندد. حیف است که این سه ماه رجب، شعبان و رمضان بیاید و انسان بار سلوک توحیدی خود را نبندد. لذا تمام توصیه این است که ماه رجب را ماه مراقبهی جدّی قرار دهیم و شب و روز آن را به غفلت سپری نکنیم.
گناهشناسی؛ لازمهی مراقبه
اوّلین مرتبهی مراقبه، «حفظ حریم حلال و حرام الهی» است. و البته لازمهی آن مطالعهی رسالهی عملیّه در مسائل مبتلابه است. امیرالمؤمنین{علیه السلام} میفرمایند:
«مِنْ أَفْضَلِ الْوَرَعِ اجْتِنَابُ الْمُحَرَّمَاتِ»[26]
بالاترین پرهیزگاری و افضل مراقبات، اجتناب از محرّمات الهی است.
البته شیطان هنگام پرهیز از گناه نیز انسان را به خطا میاندازد، زیرا هر کس در مقابل گناه خاصّی ضعیف است. بنابراین، در پایان روز که به محاسبه میپردازیم، نگوییم خدا را شکر که مثلاً امروز دروغی نگفتم یا غیبت نکردم، بلکه باید به دنبال گناهان کوچک و بزرگی در خود بگردیم که بیشتر در معرض آنها قرار میگیریم.
بنابراین باید خودمان نقاط ضعف اخلاقی خود را در مقابل گناهان و خطاها پیدا کنیم، و هر کس به خودش نسبت به دیگران آگاهتر است:
<بَلِ الْاِںݧݐْساٰنُ عَلٰى نَڡݧݐݧݨْسِهٖ بَصٖیرݦَةٌ> [27]
بلکه انسان خود بر نیک و بد خویش به خوبی آگاهست.
نتیجه اینکه انسان باید اوّل «گناهشناس» شود، سپس به پرهیز از گناه اقدام نماید. گناهشناسی یعنی آشنایی با احکام دین و شناخت دقیق مرز میان حلال و حرام الهی. اینکه علمای اخلاق میگفتند سالک باید مجتهد باشد، به این معنا نیست که از نظر فقهی، خود استنباط احکام کند، بلکه منظور اینست که باید دقیقاً بر احکام الهی مسلّط باشد.
مرحوم ملا حسینقلی همدانی قریب به سیصد نفر شاگرد از اصناف و اقشار مختلف داشت. از برجستهترین شاگردان مرحوم آیتالله قاضی، مرحوم سید هاشم حداد بود که طلبه نبود و به همین ترتیب در میان شاگردان شاگردان ایشان. بنابراین تأکید بر اجتهاد از این جهت بود که لازم میآمد شخص در هنگام مراقبه، کاملاً مسلّط بر احکام دینی خود باشد و با ظرایف احکام الهی در شئون مختلف زندگی خود، اعم از عبادات، کسب و کار و یا خصوصاً در روابط اجتماعی و خانوادگی آشنا باشد تا ناخواسته دچار حرام نشود.
خلاصه آنکه لازم است در گناهشناسی مجتهد باشیم تا با ظرف آلوده و قلب نجس، اعمالمان را به محضر حق عرضه نکنیم. خداوند میفرماید:
<اِلَیْهِ یَصْعݩَݡدُ الْکَلِمݦُ الطَّیِّبُ وَالݠݨْعݧَݡمݧَݡلُ الصّاٰلݫِحݨُ یݦَرݦݨْݣݣڡݐَعݧُهݩُ>[28]
اعتقادات پاک به سوی او بالا میرود، و عمل صالح و شایسته آن را بالا میبرد.
آنچه که به محضر مولی عرضه میشود اعمال ما نیست، بلکه «کلمهی طیّب» است؛ یعنی اصل در عمل انسان، کلمهی توحید است، ولی کلمهی توحید در ظرف قلب به محضر پروردگار عرضه میشود: <وَالݠݨْعݧَݡمݧَݡلُ الصّاٰلݫِحݨُ یݦَرݦݨْݣݣڡݐَعݧُهݩُ>. اگر قلبمان کثیف باشد، هر چه ذکر بگوییم، عبادت کنیم و نماز بخوانیم، مانند آب زلالی است که در ظرف کثیف ریختهایم:
<اِںݧݐَّماٰ یݦَٮݩݦݑݩَقݩَبݧَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمݩُٮݩݑَّقٖینَ>[29].
اولین و آخرین توصیهی مشایخ سلوک به شاگردانشان «تقوا» بوده است که امیرالمؤمنین علی{علیه السلام} فرمود:
«فَتَزَوَّدوا فَإِنَّ خَیرَ الزّادِ التَّقوَی»[30]
اوّلین مرتبه از تقوی و اصلیترین توشهی سالک، تقوای از گناهان است که لازمهی آن علم به احکام دینی است. بدین ترتیب دیگر از یک طرف گرفتار وسواس در عبادات و احکام طهارت و نجاست نمیشویم و در نتیجه مرتکب تندروی در اعمال نمیگردیم و از طرف دیگر گرفتار لاابالیگری و کندروی در دینمان نمیگردیم.
حضرت استاد سعادتپرور در آستانهی فرا رسیدن ماه رجب، جوش و خروش این ماه را میزدند و میفرمودند اگر کسی به درستی وارد ماه رجب نشود، معلوم نیست ماه شعبان را هم به درستی درک کند و اگر کسی ماه شعبان را تحصیل نکرد، در ماه رمضان نیز ناموفق است. انتظار نداشته باشیم در شبهای قدر ماه رمضان، حقیقت قدر بر ما طلوع کند، در حالی که حتی نتوانستهایم ماه رجب را به درستی طی کنیم. از سه ماه قبل باید خود را آماده کرد، وگرنه در یک شب و دو شب کار درست نمیشود.
سحرگه رهروی در سرزمینی
همی گفت این مُعَمّا با قرینی
که ای صوفی! شراب آنگه شود صاف
که در شیشه بماند اربعینی
توسل و تعهد با اهل بیت عصمت؟عهم؟ برای
اصلاح اعمال
مرحوم استاد سعادتپرور نقل میفرمود که شاگردی بعد از تحمّل سفری طولانی، به خدمت استادی از مشایخ قوم میرسد و از او میپرسد: اگر خداوند به شما هزار سال عمر بدهد، اصلیترین اهتمام خود در سلوک را بر چه قرار میدهید؟ استاد پاسخ میدهد: 999 سال در اصلاح عمل میکوشم و یک سال عبادت میکنم. این مضمون، مطلبی است که در آیات مختلف و کلمات اهل بیت؟عهم؟ با بیانات گوناگون وارد شده. برای نمونه، این بیان الهی که میفرماید: <اِںݧݐَّماٰ یݦَٮݩݦݑݩَقݩَبݧَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمݩُٮݩݑَّقٖینَ>[31] اشاره به همین مطلب دارد. این آیهی شریفه در سیاق عدم قبول قربانی قابیل و پذیرفته شدن عمل هابیل است و ملاک در قبول عمل و در نتیجه میزان مقرِّبیّت اعمال عبادی را میزان تقوای سالک دانسته است.
با این توضیحات نتیجه میگیریم که اصل در ماه رجب «مراقبه» است، لذا لازم است محاسبهی دقیقی در امور خود داشته باشیم و اشکال اصلی در سستی در اعمال را پیدا کنیم؛ چنانکه مرحوم آیتالله بهجت میفرماید:
«موجبات خواطر و غفلت و نسیان از یاد و ذکر حضرت حقّ را خود ما فراهم میکنیم... در اثر محاسبه و مراقبه، عیب کار آشکار میگردد.»[32]
توصیه میشود هنگام محاسبةالنفس، به وجود مبارک یکی از اولیای الهی؟عهم؟ توسّل داشته باشیم. در ماه رجب که تعلّق به وجود مبارک امیرالمؤمنین علی{علیه السلام} دارد، بهتر است به ساحت مقدّس ایشان متوسّل شویم و بخواهیم که مانع اصلی در سیر اخلاقی را به ما بفهمانند. در این میان اگر با زیارت امین الله توسّل پیدا کنیم خیلی خوب است؛ آن را به روح مقدّس امیرالمؤمنین{علیه السلام} و یا صدّیقهی طاهره؟عها؟ هدیه کنیم؛ که وجود آن بانو فانی در علی{علیه السلام} بود و حضرت زهرا؟عها؟ به هدایای امیرالمؤمنین{علیه السلام} توجه ویژه دارند. به محضر مبارکش عرضه بداریم که ای ولیّ اولیاء، با تعهد بر این عمل از شما تقاضا میکنیم عنایتی بفرمایید و ما را در مسیر قرب الهی امداد خاص بنمایید.
همان طور که پیرامون مراقبه و کنترل جوارح ذکر شد، کار را از ساده شروع کنیم؛ ببینیم مشکل کجا است؛ یک عمل مشخّص را پیدا کنیم و بر سر آن با امیرالمؤمنین{علیه السلام} تعهّد نماییم؛ بگوییم یا علی! ماه رجب ماه تو است، من میخواهم بیایم پای معامله! من با عزم راسخ پای کار میآیم، تو هم با کرمت با من معامله کن. پس به محض اینکه در معرض گناه قرار گرفتیم، به یاد قول و قرارمان با مولی باشیم و محکم پای حرفمان بایستیم؛ <وَاَوݨݧْڡݧݨݐُوا بِعَهْدٖیٓݡ اُوفِ بِعَهݧْدِکُمْ>[33]. این خانواده اهل کرماند و قطعاً پاسخ افرادی را که خالصانه در را بکوبند میدهند. حضرت امام خمینی دربارهی اهمیت عزم و اراده در سیر و سلوک میفرماید:
«بعضی از مشایخ ما[34] -اطال الله عمره- میفرمودند که عزم جوهرهی انسانیّت و میزان امتیاز انسان است. و تفاوت درجات انسان، به تفاوت درجات عزم اوست. و عزمی که مناسب با این مقام است، عبارت است از بناگذاری و تصمیم بر ترک معاصی و فعل واجبات...»[35]
بیایید در این سه ماه، همان طور که از غذای آلوده اجتناب میکنیم و بر در معدهی خود نگهبانی داریم، بر در قلب خود نگهبان بگذاریم؛ «بوّاب» گوشمان باشیم، بوّاب چشمان خود باشیم، بوّاب قلبمان باشیم. چگونه است که برای خوردن غذا و آبی که به فرض مسمومیّت ممکن است مدتی ما را بیمار کند و فقط چند ساعت یا حداکثر چند روز آزارمان می دهد، بوّاب میگذاریم و آب و غذای آلوده نمیخوریم، اما بوّاب قلبمان نیستیم؟!
اصل بر این است که ذکر و عبادت به میزان مراقبه ارزش دارد؛ چنانکه رسول خدا{صلوات الله علیه} به اباذر فرمود:
«یا أَبَا ذَرٍّ، إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَا یَنْظُرُ إِلَی صُوَرِکُمْ وَ لَا إِلَی أَمْوَالِکُمْ وَ أَقْوَالِکُمْ وَ لَکِنْ یَنْظُرُ إِلَی قُلُوبِکُمْ وَ أَعْمَالِکُمْ. یا أَبَا ذَرٍّ، التَّقْوَی هَاهُنَا، التَّقْوَی هَاهُنَا، وَ أَشَارَ إِلَی صَدْرِهِ.»[36]
ای اباذر، خداوند تبارک و تعالی به صورتها و اموال و سخنانی که به زبان میرانید نمینگرد؛ بلکه به قلبها و اعمالتان نگاه میکند. ای اباذر، تقوا در اینجاست! تقوا در اینجاست! و حضرت به سینهی مبارکش اشاره فرمود.
اگر کسی مراقبهاش درست نباشد، نه ذکرش فایده دارد، نه نماز و نه روزهاش.
«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{صلوات الله علیه}: رُبَّ صَائِـمٍ حَظُّهُ مِنْ صِیامِهِ الْجُوعُ وَ الْعَطَشُ، وَ رُبَّ قَائِمٍ حَظُّهُ مِنْ قِیامِهِ السَّهَرُ.»[37]
چه بسا روزهداری که بهرهی او از روزهاش جز گرسنگی و تشنگی نیست، و چه بسا نماز شب خوانی که بهرهاش از نماز شب، فقط زحمت بیدارخوابی است.
کمر همت ببندیم تا از ابتدای ماه رجب، یک یا دو اربعین را با مراقبهی صحیح به میدان عمل بیاییم؛ که آثار آن را به سرعت خواهیم دید و ماه رجب و شعبان ما با سالهای قبل بسیار تفاوت خواهد داشت.
بنوش باده و «عزم» وصال جانان کن
سخن شنو که زنندت ز بام عرش صفیر
فضیلت روزهی ماه رجب
روزهی ماه رجب بسیار توصیه شده است. مرحوم سید در اقبال به طور مجزا برای افرادی که یک روز، دو روز، تا سی روز ماه رجب را روزه میگیرند، فضایلی بیان فرموده. البته توصیه نمیشود که به خود فشار مافوق طاقتمان بیاوریم؛ که در نتیجه خدای ناکرده روزهی ماه مبارک رمضان از ما فوت شود.
دربارهی روزهی این ایام، نقل شده که راوی از رسول خدا{صلوات الله علیه} میپرسد: اگر تابستان بود و نتوانستیم روزه بگیریم چه کنیم؟ حضرت میفرمایند: به ازای هر یک روز از روزهی ماه رجب که از شما فوت شد، یک مُد (تقریباً معادل یک کیلو) طعام صدقه بدهید. سپس حضرت میفرمایند اگر نتوانستید صدقه دهید، این ذکر را بگویید:
«سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ، سُبْحَانَ مَنْ لَا یَنْبَغِی التَّسْبِیحُ إِلَّا لَهُ، سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَکْرَمِ، سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ.»
مرحوم محدّث قمی این مطلب را در مفاتیح ذکر نموده و آورده که این ذکر هر روز صد بار گفته شود. لذا اگر کسی نمیتواند در ماه رجب روزه بگیرد، این ذکرها را بگوید، یا هر روز به این نیت که روزهی ماه رجب از او فوت شد صدقه بدهد. این کار را برای سایر روزههای مستحبی که از انسان فوت میشود نیز میتوان انجام داد.
حتّی کسانی که به سفر میروند، یا افرادی که عذر شرعی دارند و نمیتوانند روزه بگیرند، حتماً صدقه بدهند و یا این تسبیحات را بگویند تا از ثواب روزهداران بهرهمند شوند.
اگر بتوانیم سه تا پنج روز از ماه رجب را روزهدار باشیم خوب است؛ چه در اعتکاف شرکت کنیم یا نه. بهتر است برای روزه گرفتن در این ماه به خود فشار نیاوریم، اجازه دهیم نشاط در عبادت برای ما وجود داشته باشد.
در همهی ماههای سال، پنجشنبهی اول، چهارشنبهی وسط و پنجشنبهی آخر ماه و برخی روزهای خاصّ به روزه توصیه شده. خوب است که در ماه رجب این ایام را روزهدار باشیم؛ علاوه بر آن، در این ماه روزهای عزیزی وجود دارد که روزه در آنها بسیار ارجمند است؛ از جمله روز اول و ایامالبیض و به ویژه 27 رجب که یکی از چهار روز سال است که به فضیلت روزه ممتاز است.
فضیلت تحصیل معرفت در ماه رجب
خیلی خوب است که انسان در ماه رجب، مدّتزمانی از روز را به اکتساب معرفت اختصاص دهد. معرفت خاص به این معنا نیست که کتابهای اعتقادی را مطالعه کنیم؛ بلکه یعنی هر کس به اقتضای روحیّات خود، کتابی روایی یا اخلاقی را که حال خوشی به او میدهد و مذکِّر است مطالعه کند. مرحوم آیتالله بهجت، کتابهای مرحوم سیّد بن طاووس را توصیه میکردند. کتابهای افراد صاحب نفَس مثل مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی نیز در این باره بسیار مناسب است؛ مثلاً رسالهی لقاءالله، اسرار الصلوة، المراقبات، فلاح السائل، محاسبة النفس یا سایر کتب سید بن طاووس، تذکرة المتقین شیخ محمد بهاری، چهل حدیث و یا سایر کتب اخلاقی امام خمینی و دیگر کتب علمی و حالی از این قبیل توصیه میگردد. اگر فرصت مطالعهی کتاب نداریم، هر روز یک روایت در باب معاد بخوانیم و یا مثلاً روایتی در باب توحید بخوانیم و خود را منقلب کنیم. در هر صورت انسان سعی کند که طیّ ماه رجب معرفتی کاملتر کسب کند و قدم به ماه شعبان گذارد.
فضیلت قرائت دعای ناحیهی مقدّسه در ماه رجب
خواندن دعای ناحیهی مقدّسه، توصیهی عمومی است که مرحوم علّامه و مرحوم استاد سعادتپرور و میرزا جواد آقا و دیگر بزرگان این مکتب تربیتی در ماه رجب بدان تأکید بسیار میکردند. این دعا که در مفاتیح الجنان هم آمده، با این فراز آغاز میشود:
«اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمݡݡَعَانِی جَمِیعِ مَا یدْعُوکَ بِهِ وُلَاةُ أَمْرِکݡَ...»
استاد میفرمود، از آنجا که رجب ماه ولایت است، در این دعا خداوند به تمام معنا ولایت را تعریف کرده است. مهمتر آنکه این دعا با آن مضامین بلند، از ناحیهی مقدّسهی امام عصر؟عج؟ صادر شده. به این ترتیب، اگر ماه رجب منسوب به امیرالمؤمنین علی{علیه السلام} است، شناخت حقیقت ولایت، با دقّت در ظرائف و لطایف این دعا میسور است. استاد توصیه میفرمود که این دعا را در اوقات مختلف این ماه بخوانیم؛ خصوصاً بعد از نماز صبح و یا سایر فرائض و یا در نماز شب در قنوت نماز وتر.
لیلة الرغائب
بر اساس روایات ما، ممتازترین شبها در همهی سال، سه شب است که همگی در این ماههای سهگانه واقع شده:
اولی شب جمعهی اول ماه رجب است به نام «لیلةالرغائب»، دوم شب نیمهی شعبان که نامش «لیلةالبرات» است و دیگر شب های قدر در ماه مبارک رمضان که «لیلةالقدر» است.
رغائب جمع «رغیبة» است و رغیبة به معنای عطای کثیر است؛ یعنی در چنین شبی، درهای رحمت الهی بیحساب باز است. ترکیب «لیلة الرغائب» اضافهی موصوف به صفت خود است، بدین ترتیب لیلةالرغائب یعنی «اللیلة التی فیها الرغائب» یعنی شبی که در آن عطایای الهی کثیر است، سپس موصوف به صفتش اضافه شد و «لیلة الرغائب» گردید.
صاحب مراقبات، جمال السالکین، مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی مطلبی به این مضمون میفرماید که ماه رجب اول ورود به میهمانی الهی است و تو ببین در این ضیافت الهی با کدامین لباس و زیور بر مولای خود وارد میشوی.
تلطیف عمل مهمتر از تکثیر در عمل است؛ لذا در اولین شب جمعهی ماه رجب که شب عطای خاصّ الهی است، اولین دعایمان مغفرت و طلب استعداد ورود به ضیافت خاص الخاص پروردگار باشد؛ تا در همان شب جمعهی اول پاک شویم و اجازهی ورود به سرای محبوب را در همهی ضیافت سهماهه داشته باشیم. در حالی که در ماه رمضان این طور نیست، شب قدر آن در آخر ماه است که این حساب دیگری دارد. دربارهی اعمال مخصوص این شب، به آنچه در مفاتیح الجنان آمده اکتفا میکنیم.
پیامبر اکرم{صلوات الله علیه} فرمودند: غافل از اولین شب جمعهی ماه رجب نشوید که ملائکه، آن شب را «لیلةالرغائب» نامیدند. این بیان پیامبر{صلوات الله علیه} که ملائکه چنین نامی بر این شب نهادند، از آن روست که آنها عالم بالا را میبینند و مشاهده میکنند که چگونه کرور کرور عطای کثیر و نعم و رحمتهای خاص الهی در آن شب سرازیر است؛ لذا میگویند این شب، شب عطای کثیر است.
سپس حضرت میفرمایند: زمانی که یک سوم از شب گذشت، تمام ملائک آسمان و زمین به عالم دنیا میآیند و گرد خانهی خدا طواف میکنند و خداوند توجه خاص به ملائکهی خود میکند. توجّه کنیم که خیلی اوقات ملائک زمینی برای انسان دعا میکنند، ولی در آن شب عزیز، ملائکهی آسمانی، یعنی میکائیل و جبرائیل و اسرافیل و ملائکهی مقدّس الهی که دعایشان قطعاً مستجاب است، دست به دعا برمیدارند. خداوند به ملائکش میفرماید در این شب هر دعایی دارید بخواهید تا من اجابت کنم، و ملائک دعا میکنند: خدایا، روزهداران ماه رجب را بیامرز.[38]
شب و روز مبعث
یکی از بزرگترین جلوههای الهی در ماه رجب، شب و روز مبعث است که مفتخر به بعثت رسول اکرم{صلوات الله علیه} میباشد؛ چنانکه در دعای روز مبعث میخوانیم:
«اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِالنَّجْلِ الْأَعْظَمِ فِی هَذَا الْیَوْمِ مِنَ الشَّهْرِ الْمُعَظَّمِ وَ الْمُرْسَلِ الْمُکَرَّم.»
خدایا، به مولود [تجلّی] اعظم تو در این روز از ماه گرامی و به رسول مکرم{صلوات الله علیه}، از تو درخواست میکنم.
و همان طور که نگین ماه مبارک رمضان، شب و روز قدر است، از دعاهای روز مبعث معلوم می شود که نگین ماه رجب نیز شب و روز مبعث است؛ که میفرماید:
«اللَّهُمَّ وَ هَذَا رَجَبٌ الْمُکَرَّمُ الَّذِی أَکْرَمْتَنَا بِهِ، أَوَّلُ أَشْهُرِ الْحُرُمِ، أَکْرَمْتَنَا بِهِ مِنْ بَینِ الْأُمَمِ، فَلَکَ الْحَمْدُ یا ذَا الْجُودِ وَ الْکَرَمِ وَ أَسْأَلُکَ بِهِ وَ بِاسْمِکَ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الْأَجَلِّ الْأَکْرَمِ الَّذِی خَلَقْتَهُ فَاسْتَقَرَّ فِی ظِلِّکَ، فَلَا یَخْرُجُ مِنْکَ إِلَی غَیْرِکَ، أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ الطَّاهِرِینَ وَ أَنْ تَجْعَلَنَا مِنَ الْعَامِلِینَ فِیهِ بِطَاعَتِکَ وَ الْآمِلِینَ فِیهِ لِشَفَاعَتِکَ.»
معبودا، و این ماه ارجمند رجب است که ما را به آن گرامی داشتی، اولین از ماههای حرام که ما را بدان در میان امّتها گرامی داشتی؛ پس حمد و سپاس از آن توست ای صاحب جود و کرم. و از تو درخواست میکنم به واسطهی آن و به اسم اعظم و برتر و بزرگوارترت که آن را آفریدی و در سایهات قرار گرفت و هرگز از تو به غیر تو خارج نشد، که بر حضرت محمد{صلوات الله علیه} و اهل بیت طاهرینش؟عهم؟ درود فرستی و ما را در زمرهی عملکنندگان به طاعتت و آرزومندان به شفاعتت در این ماه قرار دهی.
و معلوم می شود که با بعثت رسول خدا{صلوات الله علیه}، نعمت الهی بر همهی خلایق به طور کامل تجلّی کرد. و با توجه به آنکه از اهمّ اعمال شب مبعث، زیارت امیرالمؤمنین علی{علیه السلام} است. بنابراین عبارت تجلی اعظم و اسم اعظم الهی مقام نوری این دو بزرگوار است. لذا می باید با طی مدارج اوقات شریف در ایام ماه رجب مستعد درک حقیقت شب و روز این وقت شریف شد و با توسل به این دو نور مقدس تقاضای معرفت به حقیقت ولایت را از خداوند طلب نمود؛ چنانکه از دعاهای ادامهی عبارت فوق، این نکات استفاده می شود:
«اللَّهُمَّ اهْدِنَا إِلَی سَوَاءِ السَّبِیلِ وَ اجْعَلْ مَقِیلَنَا عِنْدَکَ خَیْرَ مَقِیلٍ فِی ظِلٍّ ظَلِیلٍ وَ مُلْکٍ جَزِیلٍ، فَإِنَّکَ حَسْبُنَا وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ.»
خدایا، ما را به راه راستی رهنمون کن و آسایشگاه ما را نزد خود و زیر سایهی گستردهات، بهترین قرار ده، زیرا تو برای ما کافی هستی و چه کارگزار خوبی.
خلاصه آنکه با بهرهمندی از لحظهلحظهی ماه رجب، خود را آمادهی ورود به ماه شعبان و رمضان نماییم و عمرمان را با نورانیت این سه ماه نورانی کنیم؛ که مولی در نصیحت به نوف بکالی فرمود:
«إِلَهِی، إِنَّهُ مَنْ لَمْ یَشْغَلْهُ الْوُلُوعُ بِذِکْرِکَ وَ لَمْ یَزْوِهِ السَّفَرُ بِقُرْبِکَ، کَانَتْ حَیاتُهُ عَلَیْهِ مِیتَةً وَ مِیتَتُهُ عَلَیْهِ حَسْرَةً.»[39]
معبودا! همانا هرکس را که آزمندی و علاقهی شدید به یادت سرگرمش نسازد، و سفر به قرب و نزدیکیات به کنارهگیریاش واندارد، زندگانیاش برای او مرگ، و مرگش حسرت برای او خواهد بود.
نعیم هر دو جهان پیش عاشقان بجوی
که این متاع قلیل است و آن بهای حقیر
بنوش باده و عزم وصال جانان کن
سخن شنو که زنندت ز بام عرش صفیر
[1]. مرحوم آیتالله حاج شیخ على سعادتپرور (1305-1383 شمسی) از شاگردان برجستهی مرحوم علّامهی طباطبایی در مسائل سلوکی بود. مؤلف این کتاب، افتخار بهرهمندی از محضر ایشان را دارد و عمدهی مطالب آمده در این اثر، برگرفته از دستورات آن استاد ارجمند اخلاق و عرفان است.
[2]. سیّد ابن طاووس روایت کرده: «رسول خدا{صلوات الله علیه} در یکشنبهی ماه ذیقعده از منزل بیرون آمد و فرمود: ای مردم، کدامیک از شما میخواهد توبه کند؟ عرض کردیم: همه میخواهیم توبه کنیم. فرمود: غسل کنید و وضو بگیرید و چهار رکعت نماز - در هر رکعت یک بار «فاتحة الکتاب»، سه بار «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ» و هر کدام از دو سورهی «معوّذتین» (سورههای ناس و فلق) را یک بار بخوانید، سپس هفتاد بار استغفار کنید و آن را به «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إلݨّا بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ» ختم کنید، آن گاه دستها را بالا آورید و بگویید: «یا عَزِیزُ یَا غَفَّارُ، اِغْفِرْ لِی ذُنُوبِی وَ ذُنُوبَ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ، فَإِنَّهُ لا یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلّا أَنْتَ.»
سپس فرمود: هر بندهای از امّت من این عمل را انجام دهد، از آسمان به او ندا میشود: «ای بندهی خدا، عمل خود را از نو آغاز کن؛ زیرا توبهی تو پذیرفته و گناه تو آمرزیده شد.» و فرشتهای از زیر عرش به او خطاب میکند: «ای بنده، خجسته باد بر تو و خاندان و فرزندان تو!» و فرشتهای دیگر ندا میکند: «ای بنده، دشمنان تو در روز قیامت از تو راضی خواهند گردید.» و...
عرض کردیم: ای رسول خدا{صلوات الله علیه}، اگر بندهای این عمل را در غیر این ماه انجام دهد، چه اثری خواهد داشت؟ فرمود: «همانند آنچه توصیف کردم برای او خواهد بود و این سخنان را جبرئیل{علیه السلام} آنگاه که خداوند مرا به آسمان [معراج] برد، به من آموخت.»
[3]. دیگر اثر مؤلف این کتاب که توسط همین ناشر به چاپ رسیده است.
[4]. اسراء، 79.
[5]. الکافی (ط. الإسلامیة، 1407هـ.ق.)، ج3، ص445.
[6]. بحار الأنوار (ط. دار إحیاء التراث العربی، 1403هـ.ق.)، ج75، ص380، باب 29: مواعظ أبی محمد العسکری{علیه السلام} و کتبه إلى أصحابه.
[7]- عالم و عارف برجسته، آخوند ملا حسینقلی همدانی (1239-1311ه.ق.) در فقه و اصول شاگرد شیخ انصاری و در اخلاق و عرفان شاگرد آیت الله سید علی شوشتری بود. پس از رحلت شیخ انصاری، ایشان قصد تدریس فقه و اصول داشت، اما سید شوشتری، ایشان را از این کار منع کرد تا به تربیت و تعلیم اخلاقی شاگردان مستعد بپردازد. آخوند همدانی را نقطهی عطفی در تاریخ رویکرد معنوی و عرفانی در حوزههای علمیه میدانند. تسلط کم نظیر ایشان بر معارف عقلی و فقاهت موجب شد که راه استادش (مرحوم شوشتری) را چنان گسترش دهد که پس از ایشان نوعی مکتب تربیتی در نجف شکل گرفت. گفته شده که حدود سیصد نفر در مکتب مرحوم آخوند تربیت شدند که از جمله مشهورترین آنها، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، سید احمد کربلایی، سید محسن امین، شیخ محمد بهاری همدانی، میرزا محمدحسین نائینی و آخوند خراسانی هستند.
[8]. پاسداران حریم عشق (ط. احیاء کتاب، 1388هـ.ش)، ج4، ص118.
[9]. عطش(ط. شمس الشموس، 1341هـ.ق.)، ص48.
[10]. مهر تابان (ط.باقرالعلوم، 1402هـ.ق.)، ص26.
[11]. عارف و فقیه بزرگ، آیتالله سید احمد کربلایی تهرانی (متوفای 1332ه.ق.)، در محضر اساتید بزرگ نجف اشرف به درجهی اجتهاد رسید. مرتبهی اجتهاد ایشان چنان ارجمند بود که در سنّ چهل سالگی نامزد مرجعیّت شیعه شد؛ ولی حاضر به پذیرش این مسئولیت نگردید. با این حال، ایشان در اخلاق و عرفان پرآوازهتر است؛ ایشان از شاگردان برجستهی مرحوم ملا حسینقلی همدانی بود و توفیق پرورش شاگردان بزرگی را یافت که سیّد علی آقای قاضی از جمله مشهورترین آنهاست.
[12]- زن نوحهکننده
[13]- نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبهی 193: متقین به سان کسانی هستند که اتش را میبینند و در آن معذّب هستند.
[14]- برنامهی سلوک در نامههای سالکان (ط. دارالفکر، 1376ه.ش.)، ص122.
[15]. نقل کردهاند که وقتی حضرت یوسف{علیه السلام} را به بازار آوردند تا بفروشند، صف طویلی از ثروتمندان و توانگران برای خرید او ایجاد شد و همه برای خریدن جناب یوسف{علیه السلام} مبالغ هنگفتی ارائه میکردند. در این میان پیرزنی هم آمده بود که جز یک دوک نخریسی دارایی دیگری نداشت. از او پرسیدند تو برای چه میان این صف آمدهای؟ مگر تو برای خریدن یوسف چه داری؟ عدهای به او خندیدند و عدهای از سر دلسوزی به او گفتند: آخر آن خریداران یوسف کجا و تو کجا؟! پیرزن گفت: میدانم کسی یوسف را به من نمی دهد، اما آمدهام تا بگویم من هم خریدار توام! فقط تماشاگر نیستم!
[16]. اسوهی عارفان (ط. آل علی؟عهم؟، 1385هـ.ش.)، ص89.
[17]. شیدا (ط. شمس الشموس، 1385هـ.ش.)، ص79.
[18]. «الإِمامُ الصّادِق{علیه السلام}: إذَا استَفتَحَ العَبدُ صَلاتَهُ، أَقبَلَ اللّهُ عَلَیهِ بِوَجهِهِ الکَریمِ وَ وَکَّلَ بِهِ مَلَکًا یَلتَقِطُ القُرآنَ مِن فیهِ التِقاطًا، فَإِن أَعرَضَ العَبدُ عَن صَلاتِهِ أَعرَضَ اللّهُ عَنهُ وَ وَکَّلَهُ إلَى المَلَکِ، وَ إِن أَقبَلَ عَلَى صَلاتِهِ بِکُلِّهِ أَقبَلَ اللّهُ عَلَیهِ بِوَجهِهِ الکَریمِ حَتَّى تُرفَعَ صَلاتُهُ کامِلَةً، وَ إِن سَها فیها أَو غَفَلَ أَو شَغَلَ بِشَیءٍ غَیرِها رُفِعَ مِن صَلاتِهِ بِقَدرِ ما أَقبَلَ عَلَیهِ مِنها، وَ لا یُعطَى القَلبُ الغافِلُ شَیئًا.»
امام صادق{علیه السلام}: هنگامى که بنده نماز را آغاز مىکند، خداوند با روى کریمانهاش به او روى مىآورد و فرشتهاى را بر او مىگمارد، تا قرآن را کامل و تمام از لبش برچیند. پس اگر بنده از نمازش روى گرداند، خداوند نیز روى مىگرداند و او را به همان فرشته مىسپارد و اگر در همه نمازش، به آن متوجه باشد، خداوند با روى کریمانهاش به او رو میکند تا آنکه نمازش کامل و تمام بالا رود. و اگر در آن دچار فراموشى یا غفلت گردید یا سرگرم به چیزى جز خدا شد، از نمازش، همان اندازه بالا مىرود که به خدا روى آورده است و به دل غافل هیچ چیز، بخشیده نمىشود. (مکارم الأخلاق (ط. الشریف الرضى، 1412هـ.ق.)، ج2، ص66، ح2164).
«عَنْ إِبْرَاهِیمَ الْکَرْخِیِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ؟عهما؟ یَقُولُ: ...إِنِّی لَأُحِبُّ لِلرَّجُلِ الْمُؤْمِنِ مِنْکُمْ إِذَا قَامَ فِی صَلَاتِهِ أَنْ یُقْبِلَ بِقَلْبِهِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ لَا یَشْغَلَهُ بِأَمْرِ الدُّنْیَا فَلَیْسَ مِنْ مُؤْمِنٍ یُقْبِلُ بِقَلْبِهِ فِی صَلَاتِهِ إِلَى اللَّهِ إِلَّا أَقْبَلَ اللَّهُ إِلَیْهِ بِوَجْهِهِ وَ أَقْبَلَ بِقُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ إِلَیْهِ بِالْمَحَبَّةِ لَهُ بَعْدَ حُبِّ اللَّهِ إِیَّاهُ.» (الأمالی (للمفید) (ط. کنگرهی شیخ مفید، 1413هـ.ق.)، ص150)
[19]. «قالَ رَسولُ اللَّهِ{صلوات الله علیه}: إِنَّ مِنَ الصَّلَاةِ لَمَا یُقْبَلُ نِصْفُهَا وَ ثُلُثُهَا وَ رُبُعُهَا وَ خُمُسُهَا إِلَى الْعُشْرِ، وَ إِنَّ مِنْهَا لَمَا یُلَفُ کَمَا یُلَفُ الثَّوْبُ الْخَلَقُ فَیُضْرَبُ بِهَا وَجْهُ صَاحِبِهَا وَ إِنَّمَا لَکَ مِنْ صَلَاتِکَ مَا أَقْبَلْتَ عَلَیْهِ بِقَلْبِکَ.» ( بحار الأنوار، ج84، ص260)
[20]. «عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ{علیه السلام} یَقُولُ: کُلُّ سَهْوٍ فِی الصَّلَاةِ یُطْرَحُ مِنْهَا غَیْرَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى یُتِمُّ بِالنَّوَافِلِ. إِنَّ أَوَّلَ مَا یُحَاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلَاةُ؛ فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا. إِنَّ الصَّلَاةَ إِذَا ارْتَفَعَتْ فِی أَوَّلِ وَقْتِهَا، رَجَعَتْ إِلَى صَاحِبِهَا وَ هِیَ بَیْضَاءُ مُشْرِقَةٌ؛ تَقُولُ: حَفِظْتَنِی حَفِظَکَ اللَّهُ. وَ إِذَا ارْتَفَعَتْ فِی غَیْرِ وَقْتِهَا بِغَیْرِ حُدُودِهَا، رَجَعَتْ إِلَى صَاحِبِهَا وَ هِیَ سَوْدَاءُ مُظْلِمَةٌ؛ تَقُولُ: ضَیَّعْتَنِی ضَیَّعَکَ اللَّهُ.» (الکافی (ط. الإسلامیة)، ج3، ص268)
[21]. شیدا (ط. شمس الشموس، 1385هـ.ش.)، ص81، به نقل از استاد فاطمینیا.
[22]. همان، ص81.
[23]. هر گاه با آن که به او علاقهمندى برخورد نمودى، دنیا را واگذار.
[24]. اعراف، 27.
[25]. إقبال الأعمال (ط. دار الکتب الإسلامیه، 1409هـ.ق.)، ج2، ص: 628
[26]. عیون الحکم و المواعظ (لیثی) (ط. دار الحدیث، 1376هـ.ش.)، ص473.
[27]. قیامت، 14.
[28]. فاطر، 10.
[29]. مائده، 27.
[30]. نهجالبلاغه (للصبحی صالح) (ط. هجرت، 1414هـ.ق.)، حکمت 130.
[31]. مائده، 27.
[32]. در محضر بهجت (ط. سماء قلم، 1382هـ.ش.)، ج2، ص364.
[33]. بقره، 40.
[34]. منظور امام، مرحوم آیتالله شاهآبادی، استاد اخلاق و عرفان ایشان میباشد.
[35]. شرح چهل حدیث (ط. مؤسسهی تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1387هـ.ش.)، ص7.
[36]. مکارم الأخلاق (ط. الشریف الرضى،1412هـ.ق.)، الفصل الخامس فی وصیة رسول الله{صلوات الله علیه} لأبی ذر الغفاری رضی الله عنه.
[37]. امالی (للطوسی) (ط. دار الثقافة، 1414هـ.ق.)، ص166.
[38]. إقبال الأعمال (ط. دار الکتب الإسلامیه، 1409هـ.ق.)، ج2، ص632: فصل فیما نذکره من عمل أول جمعة من شهر رجب.
[39]. بحار الأنوار (ط. دار إحیاء التراث العربی، 1403هـ.ق.)، ج91، ص95.