توصیهی مرحوم استاد سعادتپرور[1]  آن بود که در آستانهی اوقات شریف، بهتر آن است که غسل و نماز توبه نماییم که دستور آن را مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان در اعمال یکشنبههای ماه ذیقعده نقل می‏کند.[2] لذا پسندیده است که این نماز را در آستانهی ورود به ماه رجب به‏جای آوریم؛ به امید آنکه پاکیزه از گناهان بر این ماه عزیز وارد شویم.

شست و شویی کن و آنگه به خرابات خرام

تا نگردد ز تو این دیرِ خراب، آلوده‏

پاک و صافی شو و از چاه طبیعت به درآی

که صفایی ندهد، آبِ تراب آلوده‏

همچنین مرحوم استاد سعادت‏پرور توصیه

می‏کردند که استغفاراتی که در کتاب «آدابالمریدین»[3]

 برای بین الطلوعین، هنگام صبح و بعد از مغرب ذکر شده و همچنین در باب توبه توصیه شده است، در بین الطلوعین و بعد از غروب آفتاب ایام ماه رجب انجام دهیم.

علاوه بر این، اذکار فراوانی برای روزها و شبهای ماه رجب ذکر شده؛ از جمله اذکار استغفاری و توحیدی که بخشی از آنها در مفاتیح الجنان ذکر شده است.

در میان این اذکار، حضرت استاد بر برخی تأکید بیشتری مینمود؛ از جمله دعای ناحیهی مقدّسه که از طریق عثمان بن سعید در توقیع شریف صادر شده؛ دیگری دعایی است که در تعقیب نمازها خوانده میشود؛ همچنین از جمله اذکار استغفاری و یا توحیدی که در طول روز و یا همهی ایام رجب توصیه شده، ده هزار مرتبه سوره‏ی توحید در کل ماه است که اگر این عدد را به روزهای ماه تقسیم کنیم، می‏شود روزی 333 بار، که اگر این تعداد مقدور نباشد، چه خوب است که با تسبیح تربت و به هر تعداد که برایمان مقدور است این ذکر را بگوییم، اما ترک ننماییم.

شب اوّل ماه رجب یکی از چهار شب سال است که احیای آن توصیه شده و روز اوّل آن نیز به روزه ممتاز است.

نماز شب؛ مرقات اهل سلوک

توصیه به نماز شب در بیانات الهی و فرهنگ کلمات اهل بیت؟عهم؟ به حدّی است که در میان اهل معنا، جایگاه نماز شب مانند جایگاه نمازهای یومیّه برای تودهی مردم است و امکان ندارد کسی بدون نماز شب بتواند در مسائل معنوی به جایی برسد.

خداوند خطاب به رسول اکرم{صلوات الله علیه} دربارهی نماز شب می‏فرماید:

<وَمِنَ اللَّیْلِ فَٮݠݧݑَهݧݨݧَݡجݦݩَّݡݡدْ بِهٖ ناٰڡݨݐݫِلَةً لَکَ عَسݩݧٰٓى اَنْ یَٮݫݫݓݧْعَثَکَ رَبُّکَ مَٯݨݑاٰمًا مݨݧَݡحݨْمݧُودًا>[4]

و پاسی از شب را از بستر برخیز (و به عبادت و نافلهی شب بپرداز) و این یک وظیفهی اضافی برای تو است؛ امید آنکه خداوند به برکت این عمل تو را به مقام محمود نائل گرداند.

«تهجّد» در لغت به معنای برخاستن از بستر است. این آیه‏ی شریفه نشان می‏دهد که صرف جدا شدن از بستر برای نماز شب، ارزشمند است؛ ممکن است بعضی نتوانند ابتدای شب بخوابند، آنها میتوانند برای ادای نافلهی شب، بعد از نیمهشب نماز شب را بخوانند و بعد بخوابند، ولی این دیگر تهجّد نیست، صرفاً نماز شب خواندن است. در حالی که ما امر به تهجّد شده‏ایم؛ یعنی انسان شب را بخوابد و بعد، نیمه‏های شب برای نماز برخیزد.

در سننالنبی آمده که پیغمبر اکرم{صلوات الله علیه} در طول شب سه بار از خواب برمی‏خواست. نمازهای ایشان دو چهار رکعت و یک سه رکعت بود؛ حضرت می‏خوابیدند، بلند می‏شدند و چهار رکعت نماز شب می‏خواندند و سپس می‏خوابیدند، بعد از یک ساعت، برمی‏خواستند و چهار رکعت بعدی را می‏خواندند، بعد یک سجده طولانی به‏جا می‏آوردند و دوباره می‏خوابیدند، کمی بعد دوباره بیدار می‏شدند و سه رکعت بعدی را می‏خواندند.[5] تهجّد بسیاری از بزرگان ما هم به همین ترتیب بود؛ چنانکه از مرحوم آقای قاضی نقل شده.

منظور این نیست که ما هم این طور باشیم، سخن در اینست که بهانه نیاوریم که شب‏ها کوتاه است و نمیتوانیم نماز شب بخوانیم. امام عسکری{علیه السلام} درباره‏ی سلوک الی الله می فرمایند:

«إِنَّ الْوُصُولَ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَفَرٌ لَا یُدْرَکݡُ‏ إِلَّا بِامْتِطَاءِ اللَّیْل‏»[6]

به راستی که وصول و بار یافتن به محضر خداوند- عزّ و جلّ- سفری است که جز با سوار شدن بر مرکب شب [و بیداری و انجام عبادات در آن‏] نمی‏توان بدان رسید.

آیت‏الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی از استادش آخوند ملا حسینقلی همدانی[7] چنین نقل میکند:

«شیخ و پیشوای من در علوم حقّه برایم حکایت نمود که از طالبان آخرت، احدی به مقامی از مقامات دینی نرسید، مگر آنان که اهل تهجّد و شب‏زندهداری بودند.»[8]

باید همتی به خرج داد و از امور دیگر در این ماه برای جبران خسارت‏ها مایه گذاشت.

مرحوم سید علی آقای قاضی در توصیه‏ی به نماز شب می‏فرمود:

«اما نماز شب، پس هیچ چاره و گریزی برای مؤمنین از آن نیست، و تعجب از کسی است که می‏خواهد به کمال دست یابد، در حالی که برای نماز شب قیام نمی‏کند. و ما نشنیدیم که احدی بتواند به آن مقامات دست یابد، مگر به وسیله‏ی نماز شب.»[9]

همچنین مرحوم علّامه‏ی طباطبایی از ایشان نقل می‏فرمود:

«چون در نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم، از نقطه‏نظر قرابت و خویشاوندی، گاه‏گاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می‏شدم؛ تا یک روز درِ مدرسه‏ای ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آنجا عبور می‏کردند. چون به من رسیدند، دست خود را روی شانه‏ی من گذاردند و گفتند: ای فرزند! دنیا می‏خواهی نماز شب بخوان، آخرت می‏خواهی نماز شب بخوان!»[10]

یک مسئلهی کنترلی مهم

مرحوم  آقا سید احمد کربلایی[11]  در نامه‏ای به یکی از شاگردانش که از استاد دستوری برای پیدا کردن حال گریه و انابه درخواست کرده بود، می‏نویسد:

«فدایت... مسائل راه آخرت آموختنی نیست؛ بلکه نوشیدنی است؛ تضرع و ابتهال از درد و سوز دل برمیخیزد. درد پیدا کن آن خود تضرع و ابتهال میآورد.

                    آب کم جو تشنگی آور به دست

تا بجوشد آبت از بالا و پست

هرگز شنیده شده که زن بچهمرده را گریه تعلیم کنند؟! یا زن آبستن را زاییدن بیاموزند؟! بلی، نائحه[12] را که اجاره کنند، یا بازی زاییدن بخواهند درآورند، محتاج به تعلیم و آموختن خواهد بود و از این فرمایشِ سرکار  -علاوه بر سایر مطالب- معلوم می شود که به فکر و ذکر پرداخته ای، تا آتش فراق مشتعل گردد و همچنین در مجاهده هم کوتاهی نموده و مغرور شدهای! و الّا مجاهدهی صادقه، علم وجدانی به قبائح اعمال و افعال و سَکَنات و اخلاق و مَلَکات می آورد، و این ها از دنائت مرتبهی ذات نفس است که حقیقتا جهنّمِ روحانی است. اگر کسی خود را فعلاً و حقیقتاً در جهنم دید، محتاج به آموختنِ تضرع و ابتهال نخواهد بود؛

فَهُمْ وَ النّارِ کَمَنْ قَدْ رَأَها وَ هُمْ فیها مُعَذَّبُونَ[13]»[14]

 بله! کسی که درد ندارد، اگر بخواهد گریه کند، می‏ماند که چگونه گریه کند؛ چون درد نکشیده؛ بچه‏ی او نمرده است. ما باید دردمند شویم تا ندای «أَیْنَ الرَّجَبِیُّون» و «أَنَا جَلیسُ مَنْ جالَسَنی» را درک کنیم! به همین دلیل است که به قول مرحوم میرزا جواد آقا، اولیای الهی برای درک لیلةالقدرِ ماه رمضان، از شب اول ماه رجب دورخیز می‏کردند.

زبان حال ما در ایام ارجمندی چون رجب، که با ظرفیّت ناچیزمان قادر به درک عظمت آن نیستیم، باید این باشد که اگر عزیز مصر نیستیم تا بتوانیم یوسف{علیه السلام} را بخریم، لااقل مثل آن پیرزنی باشیم که در صف خریداران یوسف{علیه السلام} ایستاد؛ تا صرفاً تماشاچی آن جمال زیبا نباشد![15]  بیایید ما هم در این ماه رجب همّتی کنیم تا لااقل در صف رجبیّون قرارمان دهند!

 

ارزشمندترین کار در ماه رجب؛ اهتمام به نمازهای یومیه

اهتمام به نمازهای یومیه؛ مهم‏تر از خواندن نماز شب

توجه به نمازهای یومیه و اهتمام به حال و حضور قلب در آن، مهم‏تر از هر عمل عبادی دیگر است. به تعبیر مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی، اگر ابتدا نماز یومیه‏مان را درست کنیم، آن چنان تلألؤ و نورانیّتی در زندگی انسان ایجاد می‏شود که انسان را برای نماز شب بیدار می‏کنند و خداوند باب توفیقات دیگر را برای او باز مینماید!

مرحوم آیت‏الله بهجت از استادشان سید علی آقای قاضی نقل می‏نمود که:

«اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد، مرا لعن کند!»[16]

در وصیت‏نامه‏ی کوتاه آن مرد الهی نیز، اوّلین مطلبی که بدان دستور داده شده، اهتمام به نماز است:

«امـا وصـیـت‏های دیـگـر، عـمـده‏ی آن‏ها نـمـاز اسـت. نـمـاز را بـازاری نـکـنـیـد، اول وقـت بـه جـا بـیـاوریـد، بـا خضوع و خشوع! اگر نماز را تحفظ کردید، همه چیزتان مـحـفـوظ مـی‏مـاند، و تسبیح صدّیقه‏ی کبری سلام الله علیها و آیت‏الکرسی در تعقیب نماز تـرک نـشـود...»

ایشان خود چنان از حلاوت انس با نمازهای یومیه سرمست بود که می‏فرمود:

«فقر و بی‏پولی و اولاد زیاد همواره به من فشار می‏آورَد، اما هنگامی که سر نماز می‏ایستم، خداوند تبارک و تعالی لذت عبودیت را به قسمی به بنده می‏فهماند که قریب به یک ساعت نمازم طول می‏کشد و پس از نماز فکر می‏کنم این لذت عبودیّت در نشئه‏ی بعدی به نحوی که عبودیّت و ربوبیّت حفظ شود، آیا نصیبمان می‏شود یا نه؟!»

همچنین از ایشان منقول است:

«تمام همّ و غمّ دنیا در نزد ما تا اول الله اکبر نماز است.»

و می‏فرمود:

«دو سه روز است در این فکرم که اگر در بهشت نگذارند ما نماز بخوانیم چه بکنیم؟»[17]

این حال بزرگان ما درباره‏ی نماز است.

اگر سالک در این ماه رجب «غیرت» به خرج دهد و با قدم همت پای پیش نهد، خداوند نیز از او دستگیری میکند؛ که پروردگار انسانهای غیور را دوست دارد.

در خرقه چو آتش زدی ای عارف سالک‏

جهدی‏ کن‏ و سر حلقهی رندان جهان باش

و لذا بهترین و اوّلین و اصلیترین دستور سلوکی در ایام ماه رجب، اصلاح امر نماز است. و هرکس در هر مرتبه از مراقبه و حضور قلب در فرائض یومیه است، بنا بگذارد که یک قدم به جلو بردارد؛ در ابتدا احکام فقهی آن را اصلاح نماید که هرگز با نماز غلط و باطل، قدمی پیشرفت حاصل نخواهد شد و سپس به اصلاح کیفیّت آن، از حضور قلب گرفته تا مراتب دیگر، بپردازد. ملاک پیشرفت در مسائل معنوی، حال خوش و میزان حضور قلب در نماز است.

مرحوم آیت‏الله بهجت می‌‌فرمود:

«اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسطه‏ی خضوع و خشوع و آن هم به اعراض از لغو محقّق می‏شود، کار تمام است!»

روایاتی پیرامون حضور قلب در نماز

از امام صادق{علیه السلام} روایت شده که فرمود: وقتی بنده‏ی مؤمن به نماز می‏ایستد و رو به پروردگار میکند، خداوند هم به او اقبال مینماید؛ یعنی در اول نماز که بنده میگوید «الله اکبر»، خداوند هم میفرماید «لبیک»، این خطاب به همه‏ی نمازگزاران هست، و در ادامه میفرمایند: و هنگامی که عبد وارد نماز میشود، اگر با غفلت، روی دل از خداوند برتابد و حضور قلب خود را از دست بدهد، خداوند نیز از او اعراض میکند و او را به ملکی واگذار مینماید. امام{علیه السلام} سپس میفرمایند: از نماز آن مقدار قبول است که حضور قلب در آن باشد.[18]

خلاصه این‏که اگر کسی بتواند حتّی در یک رکعت از نمازش هم حضور قلب کامل داشته باشد، نمازش درست است؛ اگر در رکعت اول نشد، در رکعت دوم جبران کنیم، اگر نشد در رکعت سوم، نشد چهارم. در روایتی دیگر آمده که اگر کسی در ثلث نماز حضور قلب داشت، ثلث آن، در ربعش داشت، ربع، تا میرسد به عُشر، بعد میفرماید اگر کسی حتّی در یک دهم نمازش هم حضور قلب نداشت، نماز او مثل تکّهای لباس کهنه پیچیده میگردد و به صورتش کوبیده میشود و از درگاه الهی رانده میشود.[19]

این‏که در روایات درباره‏ی نماز آمده «إِنَّ أَوَّلَ مَا یحَاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلَاةُ، فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ‏ مَا سِوَاهَا»[20]  آیا ما را به فکر وا نمی‏دارد؟ ما همهی عملمان به برکت نمازمان قبول میشود، نمازمان هم که چنین وضعی دارد! چه کنیم؟! چه چیزی شب اوّل قبر به دست ما میآید؟ این از نماز ماست که ستون دین است. با این توضیحات مشخص میشود که هیچ دستور ذکری و فکری به اهمیت نماز نداریم. حال چهطور نماز را درست بخوانیم؟

روش عملی تحصیل حضور قلب در نماز

حضور قلب دارای مراتبی است. در ابتدا باید بنا را بر این بگذاریم که در میان نمازهای یومیّه، فقط یک نماز دو رکعتی صبح را با حضور قلب بخوانیم و اگر به این هم قادر نیستیم، به کمتر اکتفا کنیم. پس بیایید از ابتدای ماه رجب به طور جدی تصمیم بگیریم که این اتفاق بیفتد؛ یعنی اگر موفق نشدیم خود را تنبیه کنیم.

مرحوم آیت‏الله بهجت می‏فرمود:

«شما آن مقدار از نماز که دست خودتان است توجّه کنید، بقیه‏ی نماز را خدا خودش درست می‏کند.»[21]

نازل‏ترین مرتبه‏ی حضور قلب در نماز، بعد از مرتبه‏ی فقهی آن، یعنی توجه به اینکه نماز میخوانم، توجّه به معانی کلماتی است که می‏خوانیم.

 و چون کنترل خواطر در ابتدا سخت است، باید کار را از کم آغاز کرد، مثلاً تمرین حضور قلب را از نماز صبح و حتّی بخشی از آن مانند قرائت سورهی حمد شروع کرد و سپس توسعه داد. این‏که گفته می‏شود از نماز صبح شروع شود به این دلیل است که نماز صبح بعد از استراحت شبانه است و روح آرام گرفته و خواطر شیطانی در نماز صبح کمتر به انسان حمله می‏کند، ولی در بقیه‏ی نمازهای یومیّه، حمله‏ها شدیدتر است. لذا کنترل خواطر نفسانی در نماز صبح راحت‏تر است. اگر این کار هم میسر نیست، این تمرین را در نماز نافله‏ی صبح انجام دهیم، به این ترتیب که در حال نماز به معانی کلماتی که می‏گوییم توجه داشته باشیم؛ گویی در حال بازگو کردن مطلبی نزد بزرگی هستیم.

آیتالله بهجت میفرمود:

«اگر در همان الله اکبر، شخص متوجه باشد که دارد چه کار میکند، دیگر لازم نیست که تا آخر نماز خیلی زحمت بکشد.»[22]

حضوری گر همی خواهی، از او غایب مشو حافظ

مَتی ما تَلقَ مَن تَهوَی، دَع الدنیا و اَهمِلها[23]

مراقبه؛ اصلی‏ترین دستور در سلوک

این وصیّت مرحوم استاد سعادت‏پرور بود که تلاش کنیم در ماه رجب، بر خلاف جریان و مسیر این روزگار شنا کنیم؛ بیاییم قدری خود را خرج وجود خودمان کنیم. لذا لازم است که در میان زشتیها و صفات ذمیمه‏ی خود بررسی دقیق کرده و آن رذیله‏ای که فکر می‏کنیم بیشتر مزاحم است و توان مبارزه با آن را داریم، در نظر بگیریم و به طور جدّی با آن مقابله کنیم و مراقبه‏ی خود را بر ترک آن صفت ذمیمه قرار دهیم و هر شب محاسبه‏ی دقیقی نسبت به آن وصف داشته باشیم.

نکته‏ی دیگر آن‏که تجربه نشان داده شیطان در روزهای آخر ماه‏های عزیز، حملات بیشتری دارد و تلاش می‏کند تا همه‏ی زحمات انسان را یک‏باره با یک گناه یا عصبانیت و یا رفتار زشت ناگهان از بین ببرد؛ چنانکه استاد می فرمود:

«گاهی یک عصبانیت، بیست سال انسان را به عقب میاندازد.»

از همین رو لازم است که سالک به تناسبی که در این سه ماه پیش می‏رود، مراقبه‏ی خود را نیز بیشتر و دقیق‏تر بنماید تا از مهالک شیطان در امان باشد.

دستور عملی مراقبه

خداوند دربارهی شیطان و سربازان او میفرماید:

<یاٰ بَنٖیٓ ءاٰدَمَ لاٰ یَفݨْٮݩݩݑِںݧݩݐَںݧݧݩݩݐَّکݠُمُ الشَّیْطاٰنُ کَمآٰ اَخݨݨْرݨݨَحݬݓݨݨَ اَبݨَوݨݨَیݨْکُمْ مِنَ الْجݨݧَںݡݧݩݧݩݐَّةِ ... اِنَّهݧُۥ یَرݧٰݣݣىکُمْ هُوَ وَٯݨݑَݡبݫݫݬݬݬݫٖىݫݔلُهݩݧُۥ مِنݨْ حَیْثُ لاٰ تَرَوْنَهݠݧݩُمݨݨݦْ٭ݦݦݦۗ اِنّاٰ جَعَلْنَا الشَّیاٰطٖینَ اَوْلݫݬِىݫݫݔآٰءَ لݫِلَّدݨݐٖینَ لاٰ یݦݩُؤݨْمݫِںݧݩݐُونَ>[24]

ای فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد! چنانکه پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند... به راستی او و همگنان وی شما را از جایی که شما آنها را نمی‏بینید، می‏بینند؛ بی‏گمان ما شیطان‏ها را سرپرست کسانی کرده‏ایم که ایمان ندارند.

بنابراین شیطان به هر کس از نقطهی ضعف او وارد میشود و اغوایش مینماید. پس لازم است که قبل از آغاز ماه رجب، محاسبه‏ی دقیقی داشته باشیم و نقطهی ضعف اصلی خود را در مقابل شیطان پیدا کنیم؛ به این ترتیب که عیوبی که احساس می‏کنیم آسیب‏پذیری اصلی ما از آنجاست شناسایی نماییم؛ مثلاً کسی ممکن است در برابر شهوت شکم ضعیف است و ناخواسته پرخوری یا بدخوری می‏کند و در نتیجه توفیق روزه و یا برخی اعمال عبادی، از جمله نماز شب را پیدا نمی‏کند، دیگری در برابر عصبانیت و غضب ضعیف است، کسی ممکن است در موقعیّت‏های خاصّی عصبانی شود، مثلاً شخصی در حال رانندگی زود عصبانی میشود. مهم در این مسئله آن است که در یافتن نقاط ضعف اخلاقی خود به طور کاربردی دقیق شویم؛ دقیقاً جاهایی را که می‏دانیم و تجربه کردهایم که معمولاً در آن موقعیّت‏ها شیطان ما را زمین می‏زند، محاسبه‏ی دقیقی انجام دهیم و آن‏ها را پیدا کنیم. لازم نیست به خود مغرور شویم و بگوییم من با همه‏ی زشتی‏های خودم و با همه‏ی جنود شیطان یک باره وارد جنگ می‏شوم، انسان حریف نیست، بلکه باید یک یا دو عیب و نقطه ضعف اصلی را در نظر بگیریم. به طور جدّی نسبت به آن میدان‏هایی که واقعاً بیش از بقیه در آنجا زمین خورده‏ایم حسّاس باشیم. حتّی لازم است که انسان نسبت به این موقعیت‏ها احتیاط کند؛ مثلاً می‏دانیم کاری که انجام می‏دهیم گناه نیست، اما اگر انجام دهیم، وارد فضایی می‏شویم که مناسب نیست و نمی‏توانیم تبعات آن را کنترل کنیم، پس بهتر است در آن فضا وارد نشویم. مثلاً تجربه کردهایم که اگر کسی در مقابل ما بلند حرف بزند، کم‏کم عصبانی میشویم، پس اگر در چنین موقعیتی قرار گرفتیم و طرف مقابل را نمیتوانیم کنترل کنیم، از آن فضا بیرون بیاییم، اگر او فریاد می‏زند، ما جرعهجرعه آب بنوشیم و یا تلاش کنیم روی موضوع دیگری تمرکز نماییم، یا در دل آیات قرآن را بخوانیم و بر آن تمرکز کنیم. به هر صورت باید تمام تلاشمان بر این باشد که در این ماه بر دهان شیطان بکوبیم.

 مرحوم آیتالله سید مهدی بحر العلوم در رساله‏ی سیر و سلوکی که منسوب به ایشان است بیانی به این مضمون دارد که: شیطان در اوایل راه، ما را عددی حساب نمی‏کند، لذا معمولاً سربازان ضعیفش را می‏فرستد؛ او اصلاً ارزشی برای افراد عادی قائل نیست تا به خود زحمت دهد و وارد میدان شود. به تناسب این‏که انسان در ماه رجب و شعبان جلو می‏آید، او سربازان قویتر خود را می‏فرستد و هنگامی که آن‏ها شکست خوردند، بالاخره خود وارد میدان می‏شود؛ شیطان وقتی زمین بخورد، یعنی کفر زمین خورده است. لذا اگر در معرکه‏ای در مقابل یکی از جنود شیطان پیروز شدیم، نباید مغرور شویم؛ بدانیم که یکی از سربازان ضعیف او را زمین زده‏ایم، منتظر سرباز بعدی باشیم، منتظر پاتک دشمن باشیم. لذا واجب است که همیشه در حال مراقبه باشیم.

عمده‏ی دستورات در ماه رجب، استغفار است؛ یعنی مراقبه و طلب آمرزش از خداوند. استغفارات مابین الطلوعین صبح، و نیز هنگام غروب خیلی مهم است و هریک شب و دیگری روز ما را اصلاح می‏کند.

باید حداقل مراقبه‏ی ما بر روی گناه باشد، آن هم مبتلابه‏ترین گناهی که انسان به آن آلوده است؛ خیلیها میگویند که در خود گشتیم ولی پیدا نکردیم، این خیلی زشت است که کسی عیوب خود را نداند. اما در این صورت می‏توان به کتب اخلاقی مراجعه کرد که به برخی عیوب مبتلابه‏تر اشاره کرده‏اند.

مراقبه‏ی زبان؛ امّالمراقبات

در نصوص روایی داریم که در میان مراقبات، آنکه گویی امالمراقبات و مرکز ثقل مسئله است، مراقبه بر زبان است؛ چنان‏که رسول خدا{صلوات الله علیه} با رؤیت هلال این ماه‏ها می‏فرمودند:

«اللَّهُمَّ بَارِکݡْ لَنَا فِی رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ وَ بَلِّغْنَا شَهْرَ رَمَضَانَ وَ أَعِنَّا عَلَی‏ الصِّیامِ‏ وَ الْقِیامِ‏ وَ حِفْظِ اللِّسَانِ وَ غَضِّ الْبَصَرِ وَ لَا تَجْعَلْ حَظَّنَا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ.»[25]

خداوندا، ماه رجب و شعبان را بر ما مبارک گردان و ما را به ماه رمضان برسان و بر روزه داری، شب‏خیزی، حفظ زبان و پوشیدن چشم، یاری ده و بهره‏ی ما را از آن، فقط گرسنگی و تشنگی قرار مده.

معمولاً عصبانیت از راه زبان بروز می‏یابد، شهوت از طریق زبان آغاز می‏شود، تهمت و تحقیر و غیبت از زبان جلوه میکند، خود پرحرفی هم جزو زشتیهاست؛ لذا اگر کسی هیچ گناهی در خود پیدا نمی‏کند، لااقل در این ماه این مراقبه را شروع کند و در جاهایی که خدا دوست ندارد، پرحرفی نکند. منظور این نیست که سخن گفتن با خانواده، مادر، همسر و... را کم کنیم. دقت کنیم و ببینیم در دانشگاه، در کوچه و بازار و... کجا با مردم لغو می‏گوییم، آن‏ها را کنترل کنیم.

دم مزن تا بشنوی اسرار حال

از زبان بی زبان که: قم تعال

دم مزن تا بشنوی زآن دم زنان

آنچه ناید در بیان و در زبان

دم مزن تا بشنوی ز آن آفتاب

آنچه نامد در کتاب و در خطاب

 

شعبان ماه رسول اکرم{صلوات الله علیه} است و باب ورود به ماه شعبان از ماه رجب است. لذا اگر انسان ماه رجب خوبی نداشته باشد، ماه شعبان خوبی نخواهد داشت و اگر ماه شعبان خوبی نداشته باشد، طبعاً توحید خوبی ندارد؛ زیرا که ماه رمضان ماه پروردگار و توحید است. بدون ورود به بیت ولایت رسول اکرم{صلوات الله علیه}، ماه رمضان، ماه بابرکتی برای انسان نخواهد بود. لذا شخص باید از ماه رجب کمر همّت ببندد. حیف است که این سه ماه رجب، شعبان و رمضان بیاید و انسان بار سلوک توحیدی خود را نبندد. لذا تمام توصیه این است که ماه رجب را ماه مراقبه‏ی جدّی قرار دهیم و شب و روز آن را به غفلت سپری نکنیم.

گناه‏شناسی؛ لازمه‏ی مراقبه

اوّلین مرتبه‏ی مراقبه، «حفظ حریم حلال و حرام الهی» است. و البته لازمهی آن مطالعهی رسالهی عملیّه در مسائل مبتلابه است. امیرالمؤمنین{علیه السلام} می‏فرمایند:

«مِنْ أَفْضَلِ‏ الْوَرَعِ‏ اجْتِنَابُ الْمُحَرَّمَاتِ»[26]

بالاترین پرهیزگاری و افضل مراقبات، اجتناب از محرّمات الهی است.

البته شیطان هنگام پرهیز از گناه نیز انسان را به خطا می‏اندازد، زیرا هر کس در مقابل گناه خاصّی ضعیف است. بنابراین، در پایان روز که به محاسبه می‏پردازیم، نگوییم خدا را شکر که مثلاً امروز دروغی نگفتم یا غیبت نکردم، بلکه باید به دنبال گناهان کوچک و بزرگی در خود بگردیم که بیشتر در معرض آن‏ها قرار می‏گیریم.

بنابراین باید خودمان نقاط ضعف اخلاقی خود را در مقابل گناهان و خطاها پیدا کنیم، و هر کس به خودش نسبت به دیگران آگاه‏تر است:

<بَلِ الْاِںݧݐْساٰنُ عَلٰى نَڡݧݐݧݨْسِهٖ بَصٖیرݦَةٌ> [27]

بلکه انسان خود بر نیک و بد خویش به خوبی آگاهست‏.

نتیجه این‏که انسان باید اوّل «گناه‏شناس» شود، سپس به پرهیز از گناه اقدام نماید. گناه‏شناسی یعنی آشنایی با احکام دین و شناخت دقیق مرز میان حلال و حرام الهی. این‏که علمای اخلاق می‏گفتند سالک باید مجتهد باشد، به این معنا نیست که از نظر فقهی، خود استنباط احکام کند، بلکه منظور اینست که باید دقیقاً بر احکام الهی مسلّط باشد.

مرحوم ملا حسین‏قلی همدانی قریب به سیصد نفر شاگرد از اصناف و اقشار مختلف داشت. از برجسته‏ترین شاگردان مرحوم آیت‏الله قاضی، مرحوم سید هاشم حداد بود که طلبه نبود و به همین ترتیب در میان شاگردان شاگردان ایشان. بنابراین تأکید بر اجتهاد از این جهت بود که لازم می‏آمد شخص در هنگام مراقبه، کاملاً مسلّط بر احکام دینی خود باشد و با ظرایف احکام الهی در شئون مختلف زندگی خود، اعم از عبادات، کسب و کار و یا خصوصاً در روابط اجتماعی و خانوادگی آشنا باشد تا ناخواسته دچار حرام نشود.

خلاصه آن‏که لازم است در گناه‏شناسی مجتهد باشیم تا با ظرف آلوده و قلب نجس، اعمالمان را به محضر حق عرضه نکنیم. خداوند می‏فرماید:

<اِلَیْهِ یَصْعݩَݡدُ الْکَلِمݦُ الطَّیِّبُ وَالݠݨْعݧَݡمݧَݡلُ الصّاٰلݫِحݨُ یݦَرݦݨْݣݣڡݐَعݧُهݩُ>[28]

اعتقادات پاک به سوی او بالا می‏رود، و عمل صالح و شایسته آن را بالا می‏برد.

آن‏چه که به محضر مولی عرضه می‏شود اعمال ما نیست، بلکه «کلمه‏ی طیّب» است؛ یعنی اصل در عمل انسان، کلمه‏ی توحید است، ولی کلمه‏ی توحید در ظرف قلب به محضر پروردگار عرضه میشود: <وَالݠݨْعݧَݡمݧَݡلُ الصّاٰلݫِحݨُ یݦَرݦݨْݣݣڡݐَعݧُهݩُ>. اگر قلبمان کثیف باشد، هر چه ذکر بگوییم، عبادت کنیم و نماز بخوانیم، مانند آب زلالی است که در ظرف کثیف ریخته‏ایم:

<اِںݧݐَّماٰ یݦَٮݩݦݑݩَقݩَبݧَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمݩُٮݩݑَّقٖینَ>[29].

اولین و آخرین توصیه‏ی مشایخ سلوک به شاگردانشان «تقوا» بوده است که امیرالمؤمنین علی{علیه السلام} فرمود:

«فَتَزَوَّدوا فَإِنَّ خَیرَ الزّادِ التَّقوَی»[30]

اوّلین مرتبه از تقوی و اصلی‏ترین توشه‏ی سالک، تقوای از گناهان است که لازمه‏ی آن علم به احکام دینی است. بدین ترتیب دیگر از یک طرف گرفتار وسواس در عبادات و احکام طهارت و نجاست نمی‏شویم و در نتیجه مرتکب تندروی در اعمال نمی‏گردیم و از طرف دیگر گرفتار لاابالی‏گری و کندروی در دینمان نمیگردیم.

حضرت استاد سعادت‏پرور در آستانه‏ی فرا رسیدن ماه رجب، جوش و خروش این ماه را میزدند و میفرمودند اگر کسی به درستی وارد ماه رجب نشود، معلوم نیست ماه شعبان را هم به درستی درک کند و اگر کسی ماه شعبان را تحصیل نکرد، در ماه رمضان نیز ناموفق است. انتظار نداشته باشیم در شبهای قدر ماه رمضان، حقیقت قدر بر ما طلوع کند، در حالی که حتی نتوانسته‏ایم ماه رجب را به درستی طی کنیم. از سه ماه قبل باید خود را آماده کرد، وگرنه در یک شب و دو شب کار درست نمی‏شود.

سحرگه رهروی در سرزمینی‏

همی گفت این مُعَمّا با قرینی

که ای صوفی! شراب آنگه شود صاف‏

که در شیشه بماند اربعینی‏

توسل و تعهد با اهل بیت عصمت؟عهم؟ برای

اصلاح اعمال

مرحوم استاد سعادتپرور نقل میفرمود که شاگردی بعد از تحمّل سفری طولانی، به خدمت استادی از مشایخ قوم می‏رسد و از او می‏پرسد: اگر خداوند به شما هزار سال عمر بدهد، اصلی‏ترین اهتمام خود در سلوک را بر چه قرار می‏دهید؟ استاد پاسخ می‏دهد: 999 سال در اصلاح عمل میکوشم و یک سال عبادت میکنم. این مضمون، مطلبی است که در آیات مختلف و کلمات اهل بیت؟عهم؟ با بیانات گوناگون وارد شده. برای نمونه، این بیان الهی که می‏فرماید: <اِںݧݐَّماٰ یݦَٮݩݦݑݩَقݩَبݧَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمݩُٮݩݑَّقٖینَ>[31]  اشاره به همین مطلب دارد. این آیه‏ی شریفه در سیاق عدم قبول قربانی قابیل و پذیرفته شدن عمل هابیل است و ملاک در قبول عمل و در نتیجه میزان مقرِّبیّت اعمال عبادی را میزان تقوای سالک دانسته است.

با این توضیحات نتیجه می‏گیریم که اصل در ماه رجب «مراقبه» است، لذا لازم است محاسبه‏ی دقیقی در امور خود داشته باشیم و اشکال اصلی در سستی در اعمال را پیدا کنیم؛ چنانکه مرحوم آیت‏الله بهجت می‏فرماید:

«موجبات خواطر و غفلت و نسیان از یاد و ذکر حضرت حقّ را خود ما فراهم می‏کنیم... در اثر محاسبه و مراقبه، عیب کار آشکار می‏گردد.»[32]

توصیه می‏شود هنگام محاسبةالنفس، به وجود مبارک یکی از اولیای الهی؟عهم؟ توسّل داشته باشیم. در ماه رجب که تعلّق به وجود مبارک امیرالمؤمنین علی{علیه السلام} دارد، بهتر است به ساحت مقدّس ایشان متوسّل شویم و بخواهیم که مانع اصلی در سیر اخلاقی را به ما بفهمانند. در این میان اگر با زیارت امین الله توسّل پیدا کنیم خیلی خوب است؛ آن را به روح مقدّس امیرالمؤمنین{علیه السلام} و یا صدّیقه‏ی طاهره؟عها؟ هدیه کنیم؛ که وجود آن بانو فانی در علی{علیه السلام} بود و حضرت زهرا؟عها؟ به هدایای امیرالمؤمنین{علیه السلام} توجه ویژه دارند. به محضر مبارکش عرضه بداریم که ای ولیّ اولیاء، با تعهد بر این عمل از شما تقاضا می‏کنیم عنایتی بفرمایید و ما را در مسیر قرب الهی امداد خاص بنمایید.

همان طور که پیرامون مراقبه و کنترل جوارح ذکر شد، کار را از ساده شروع کنیم؛ ببینیم مشکل کجا است؛ یک عمل مشخّص را پیدا کنیم و بر سر آن با امیرالمؤمنین{علیه السلام} تعهّد نماییم؛ بگوییم یا علی! ماه رجب ماه تو است، من می‏خواهم بیایم پای معامله! من با عزم راسخ پای کار می‏آیم، تو هم با کرمت با من معامله کن. پس به محض این‏که در معرض گناه قرار گرفتیم، به یاد قول و قرارمان با مولی باشیم و محکم پای حرفمان بایستیم؛ <وَاَوݨݧْڡݧݨݐُوا بِعَهْدٖیٓݡ اُوفِ بِعَهݧْدِکُمْ>[33]. این خانواده اهل کرم‏اند و قطعاً پاسخ افراد‏ی را که خالصانه در را بکوبند می‏دهند. حضرت امام خمینی درباره‏ی اهمیت عزم و اراده در سیر و سلوک می‏فرماید:

«بعضی از مشایخ ما[34]  -اطال الله عمره- می‏فرمودند که عزم جوهره‏ی انسانیّت و میزان امتیاز انسان است. و تفاوت درجات انسان، به تفاوت درجات عزم اوست. و عزمی که مناسب با این مقام است، عبارت است از بناگذاری و تصمیم بر ترک معاصی و فعل واجبات...»[35]

بیایید در این سه ماه، همان طور که از غذای آلوده اجتناب می‏کنیم و بر در معده‏ی خود نگهبانی داریم، بر در قلب خود نگهبان بگذاریم؛ «بوّاب» گوش‏مان باشیم، بوّاب چشمان خود باشیم، بوّاب قلب‏مان باشیم. چگونه است که برای خوردن غذا و آبی که به فرض مسمومیّت ممکن است مدتی ما را بیمار کند و فقط چند ساعت یا حداکثر چند روز آزارمان می دهد، بوّاب میگذاریم و آب و غذای آلوده نمی‏خوریم، اما بوّاب قلب‏مان نیستیم؟!

اصل بر این است که ذکر و عبادت به میزان مراقبه ارزش دارد؛ چنان‏که رسول خدا{صلوات الله علیه} به اباذر فرمود:

«یا أَبَا ذَرٍّ، إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَا یَنْظُرُ إِلَی‏ صُوَرِکُمْ‏ وَ لَا إِلَی أَمْوَالِکُمْ وَ أَقْوَالِکُمْ وَ لَکِنْ یَنْظُرُ إِلَی قُلُوبِکُمْ وَ أَعْمَالِکُمْ. یا أَبَا ذَرٍّ، التَّقْوَی هَاهُنَا، التَّقْوَی هَاهُنَا، وَ أَشَارَ إِلَی صَدْرِهِ.»[36]

ای اباذر، خداوند تبارک و تعالی به صورتها و اموال و سخنانی که به زبان میرانید نمینگرد؛ بلکه به قلبها و اعمالتان نگاه میکند. ای اباذر، تقوا در اینجاست! تقوا در اینجاست! و حضرت به سینهی مبارکش اشاره فرمود.

اگر کسی مراقبهاش درست نباشد، نه ذکرش فایده دارد، نه نماز و نه روزهاش.

«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{صلوات الله علیه}: رُبَّ صَائِـمٍ حَظُّهُ مِنْ صِیامِهِ الْجُوعُ وَ الْعَطَشُ، وَ رُبَّ قَائِمٍ حَظُّهُ مِنْ قِیامِهِ السَّهَرُ.»[37]

چه بسا روزهداری که بهره‏ی او از روزه‏اش جز گرسنگی و تشنگی نیست، و چه بسا نماز شب خوانی که بهره‏اش از نماز شب، فقط زحمت بیدارخوابی است.

کمر همت ببندیم تا از ابتدای ماه رجب، یک یا دو اربعین را با مراقبه‏ی صحیح به میدان عمل بیاییم؛ که آثار آن را به سرعت خواهیم دید و ماه رجب و شعبان ما با سال‏های قبل بسیار تفاوت خواهد داشت.

بنوش باده و «عزم» وصال جانان کن

سخن شنو که زنندت ز بام عرش صفیر

فضیلت روزه‏ی ماه رجب

روزه‏ی ماه رجب بسیار توصیه شده است. مرحوم سید در اقبال به طور مجزا برای افرادی که یک روز، دو روز، تا سی روز ماه رجب را روزه می‏گیرند، فضایلی بیان فرموده. البته توصیه نمی‏شود که به خود فشار مافوق طاقتمان بیاوریم؛ که در نتیجه خدای ناکرده روزه‏ی ماه مبارک رمضان از ما فوت شود.

درباره‏ی روزه‏ی این ایام، نقل شده که راوی از رسول خدا{صلوات الله علیه} می‏پرسد: اگر تابستان بود و نتوانستیم روزه بگیریم چه کنیم؟ حضرت می‏فرمایند: به ازای هر یک روز از روزه‏ی ماه رجب که از شما فوت شد، یک مُد (تقریباً معادل یک کیلو) طعام صدقه بدهید. سپس حضرت می‏فرمایند اگر نتوانستید صدقه دهید، این ذکر را بگویید:

«سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ، سُبْحَانَ مَنْ لَا یَنْبَغِی التَّسْبِیحُ إِلَّا لَهُ، سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَکْرَمِ، سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ.»

مرحوم محدّث قمی این مطلب را در مفاتیح ذکر نموده و آورده که این ذکر هر روز صد بار گفته شود. لذا اگر کسی نمی‏تواند در ماه رجب روزه بگیرد، این ذکرها را بگوید، یا هر روز به این نیت که روزه‏ی ماه رجب از او فوت شد صدقه بدهد. این کار را برای سایر روزه‏های مستحبی که از انسان فوت می‏شود نیز می‏توان انجام داد.

حتّی کسانی که به سفر می‏روند، یا افرادی که عذر شرعی دارند و نمی‏توانند روزه بگیرند، حتماً صدقه بدهند و یا این تسبیحات را بگویند تا از ثواب روزه‏داران بهره‏مند شوند.

اگر بتوانیم سه تا پنج روز از ماه رجب را روزه‏دار باشیم خوب است؛ چه در اعتکاف شرکت کنیم یا نه. بهتر است برای روزه گرفتن در این ماه به خود فشار نیاوریم، اجازه دهیم نشاط در عبادت برای ما وجود داشته باشد.

در همهی ماههای سال، پنج‏شنبه‏ی اول، چهارشنبه‏ی وسط و پنج‏شنبهی آخر ماه و برخی روزهای خاصّ به روزه توصیه شده. خوب است که در ماه رجب این ایام را روزه‏دار باشیم؛ علاوه بر آن، در این ماه روزهای عزیزی وجود دارد که روزه در آنها بسیار ارجمند است؛ از جمله روز اول و ایامالبیض و به ویژه 27 رجب که یکی از چهار روز سال است که به فضیلت روزه ممتاز است.

فضیلت تحصیل معرفت در ماه رجب

خیلی خوب است که انسان در ماه رجب، مدّتزمانی از روز را به اکتساب معرفت اختصاص دهد. معرفت خاص به این معنا نیست که کتاب‏های اعتقادی را مطالعه کنیم؛ بلکه یعنی هر کس به اقتضای روحیّات خود، کتابی روایی یا اخلاقی را که حال خوشی به او می‏دهد و مذکِّر است مطالعه کند. مرحوم آیت‏الله بهجت، کتاب‏های مرحوم سیّد بن طاووس را توصیه می‏کردند. کتاب‏های افراد صاحب نفَس مثل مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی نیز در این باره بسیار مناسب است؛ مثلاً رساله‏ی لقاءالله، اسرار الصلوة، المراقبات، فلاح السائل، محاسبة النفس یا سایر کتب سید بن طاووس، تذکرة المتقین شیخ محمد بهاری، چهل حدیث و یا سایر کتب اخلاقی امام خمینی و دیگر کتب علمی و حالی از این قبیل توصیه می‏گردد. اگر فرصت مطالعه‏ی کتاب نداریم، هر روز یک روایت در باب معاد بخوانیم و یا مثلاً روایتی در باب توحید بخوانیم و خود را منقلب کنیم. در هر صورت انسان سعی کند که طیّ ماه رجب معرفتی کامل‏تر کسب کند و قدم به ماه شعبان گذارد.

 

فضیلت قرائت دعای ناحیهی مقدّسه در ماه رجب

خواندن دعای ناحیه‏ی مقدّسه، توصیه‏ی عمومی است که مرحوم علّامه و مرحوم استاد سعادت‏پرور و میرزا جواد آقا و دیگر بزرگان این مکتب تربیتی در ماه رجب بدان تأکید بسیار می‏کردند. این دعا که در مفاتیح الجنان هم آمده، با این فراز آغاز می‏شود:

«اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمݡݡَعَانِی جَمِیعِ مَا یدْعُوکَ بِهِ وُلَاةُ أَمْرِکݡَ...»

استاد میفرمود، از آن‏جا که رجب ماه ولایت است، در این دعا خداوند به تمام معنا ولایت را تعریف کرده است. مهمتر آنکه این دعا با آن مضامین بلند، از ناحیه‏ی مقدّسهی امام عصر؟عج؟ صادر شده. به این ترتیب، اگر ماه رجب منسوب به امیرالمؤمنین علی{علیه السلام} است، شناخت حقیقت ولایت، با دقّت در ظرائف و لطایف این دعا میسور است. استاد توصیه میفرمود که این دعا را در اوقات مختلف این ماه بخوانیم؛ خصوصاً بعد از نماز صبح و یا سایر فرائض و یا در نماز شب در قنوت نماز وتر.

لیلة الرغائب           

بر اساس روایات ما، ممتازترین شب‏ها در همه‏ی سال، سه شب است که همگی در این ماه‏های سه‏گانه واقع شده:

اولی شب جمعه‏ی اول ماه رجب است به نام «لیلةالرغائب»، دوم شب نیمه‏ی شعبان که نامش «لیلةالبرات» است و دیگر شب های قدر در ماه مبارک رمضان که «لیلةالقدر» است.

رغائب جمع «رغیبة» است و رغیبة به معنای عطای کثیر است؛ یعنی در چنین شبی، درهای رحمت الهی بی‏حساب باز است. ترکیب «لیلة الرغائب» اضافه‏ی موصوف به صفت خود است، بدین ترتیب لیلةالرغائب یعنی «اللیلة التی فیها الرغائب» یعنی شبی که در آن عطایای الهی کثیر است، سپس موصوف به صفتش اضافه شد و «لیلة الرغائب» گردید.

صاحب مراقبات، جمال السالکین، مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی مطلبی به این مضمون می‏فرماید که ماه رجب اول ورود به میهمانی الهی است و تو ببین در این ضیافت الهی با کدامین لباس و زیور بر مولای خود وارد می‏شوی.

تلطیف عمل مهم‏تر از تکثیر در عمل است؛ لذا در اولین شب جمعه‏ی ماه رجب که شب عطای خاصّ الهی است، اولین دعایمان مغفرت و طلب استعداد ورود به ضیافت خاص الخاص پروردگار باشد؛ تا در همان شب جمعه‏ی اول پاک شویم و اجازه‏ی ورود به سرای محبوب را در همه‏ی ضیافت سه‏ماهه داشته باشیم. در حالی که در ماه رمضان این طور نیست، شب قدر آن در آخر ماه است که این حساب دیگری دارد. درباره‏ی اعمال مخصوص این شب، به آنچه در مفاتیح الجنان آمده اکتفا می‏کنیم.

پیامبر اکرم{صلوات الله علیه} فرمودند: غافل از اولین شب جمعه‏ی ماه رجب نشوید که ملائکه، آن شب را «لیلةالرغائب» نامیدند. این بیان پیامبر{صلوات الله علیه} که ملائکه چنین نامی بر این شب نهادند، از آن روست که آن‏ها عالم بالا را می‏بینند و مشاهده می‏کنند که چگونه کرور کرور عطای کثیر و نعم و رحمت‏های خاص الهی در آن شب سرازیر است؛ لذا می‏گویند این شب، شب عطای کثیر است.

سپس حضرت می‏فرمایند: زمانی که یک سوم از شب گذشت، تمام ملائک آسمان و زمین به عالم دنیا می‏آیند و گرد خانه‏ی خدا طواف می‏کنند و خداوند توجه خاص به ملائکه‏ی خود می‏کند. توجّه کنیم که خیلی اوقات ملائک زمینی برای انسان دعا می‏کنند، ولی در آن شب عزیز، ملائکه‏ی آسمانی، یعنی میکائیل و جبرائیل و اسرافیل و ملائکه‏ی مقدّس الهی که دعایشان قطعاً مستجاب است، دست به دعا برمی‏دارند. خداوند به ملائکش می‏فرماید در این شب هر دعایی دارید بخواهید تا من اجابت کنم، و ملائک دعا می‏کنند: خدایا، روزه‏داران ماه رجب را بیامرز.[38]

شب و روز مبعث

یکی از بزرگ‏ترین جلوه‏های الهی در ماه رجب، شب و روز مبعث است که مفتخر به بعثت رسول اکرم{صلوات الله علیه} می‏باشد؛ چنانکه در دعای روز مبعث میخوانیم:

«اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِالنَّجْلِ الْأَعْظَمِ‏ فِی‏ هَذَا الْیَوْمِ‏ مِنَ الشَّهْرِ الْمُعَظَّمِ وَ الْمُرْسَلِ الْمُکَرَّم‏.»

خدایا، به مولود [تجلّی‏] اعظم تو در این روز از ماه گرامی و به رسول مکرم{صلوات الله علیه}، از تو درخواست می‏کنم.

و همان طور که نگین ماه مبارک رمضان، شب و روز قدر است، از دعاهای روز مبعث معلوم می شود که نگین ماه رجب نیز شب و روز مبعث است؛ که میفرماید:

«اللَّهُمَّ وَ هَذَا رَجَبٌ‏ الْمُکَرَّمُ‏ الَّذِی أَکْرَمْتَنَا بِهِ، أَوَّلُ أَشْهُرِ الْحُرُمِ، أَکْرَمْتَنَا بِهِ مِنْ بَینِ الْأُمَمِ، فَلَکَ الْحَمْدُ یا ذَا الْجُودِ وَ الْکَرَمِ وَ أَسْأَلُکَ بِهِ وَ بِاسْمِکَ الْأَعْظَمِ‏ الْأَعْظَمِ‏ الْأَعْظَمِ‏ الْأَجَلِّ الْأَکْرَمِ الَّذِی خَلَقْتَهُ فَاسْتَقَرَّ فِی ظِلِّکَ، فَلَا یَخْرُجُ مِنْکَ إِلَی غَیْرِکَ، أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ الطَّاهِرِینَ وَ أَنْ تَجْعَلَنَا مِنَ الْعَامِلِینَ فِیهِ بِطَاعَتِکَ وَ الْآمِلِینَ فِیهِ لِشَفَاعَتِکَ.»

معبودا، و این ماه ارجمند رجب است که ما را به آن گرامی داشتی، اولین از ماه‏های حرام که ما را بدان در میان امّت‏ها گرامی داشتی؛ پس حمد و سپاس از آن توست ای صاحب جود و کرم. و از تو درخواست می‏کنم به واسطه‏ی آن و به اسم اعظم و برتر و بزرگوارترت که آن را آفریدی و در سایه‏ات قرار گرفت و هرگز از تو به غیر تو خارج نشد، که بر حضرت محمد{صلوات الله علیه} و اهل بیت طاهرینش؟عهم؟ درود فرستی و ما را در زمره‏ی عمل‏کنندگان به طاعتت و آرزومندان به شفاعتت در این ماه قرار دهی.

و معلوم می شود که با بعثت رسول خدا{صلوات الله علیه}، نعمت الهی بر همه‏ی خلایق به طور کامل تجلّی کرد. و با توجه به آنکه از اهمّ اعمال شب مبعث، زیارت امیرالمؤمنین علی{علیه السلام} است. بنابراین عبارت تجلی اعظم و اسم اعظم الهی مقام نوری این دو بزرگوار است. لذا می باید با طی مدارج اوقات شریف در ایام ماه رجب مستعد درک حقیقت شب و روز این وقت شریف شد و با توسل به این دو نور مقدس تقاضای معرفت به حقیقت ولایت را از خداوند طلب نمود؛ چنانکه از دعاهای ادامه‏ی عبارت فوق، این نکات استفاده می شود:

«اللَّهُمَّ اهْدِنَا إِلَی سَوَاءِ السَّبِیلِ وَ اجْعَلْ مَقِیلَنَا عِنْدَکَ خَیْرَ مَقِیلٍ فِی ظِلٍّ ظَلِیلٍ وَ مُلْکٍ جَزِیلٍ، فَإِنَّکَ حَسْبُنَا وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ.»

خدایا، ما را به راه راستی رهنمون کن و آسایشگاه ما را نزد خود و زیر سایه‏ی گسترده‏ات، بهترین قرار ده، زیرا تو برای ما کافی هستی و چه کارگزار خوبی.

خلاصه آنکه با بهرهمندی از لحظه‏لحظه‏ی ماه رجب، خود را آماده‏ی ورود به ماه شعبان و رمضان نماییم و عمرمان را با نورانیت این سه ماه نورانی کنیم؛ که مولی در نصیحت به نوف بکالی فرمود:

«إِلَهِی، إِنَّهُ مَنْ لَمْ‏ یَشْغَلْهُ‏ الْوُلُوعُ‏ بِذِکْرِکَ وَ لَمْ یَزْوِهِ السَّفَرُ بِقُرْبِکَ، کَانَتْ حَیاتُهُ عَلَیْهِ مِیتَةً وَ مِیتَتُهُ عَلَیْهِ حَسْرَةً.»[39]

معبودا! همانا هرکس را که آزمندی و علاقه‏ی شدید به یادت سرگرمش نسازد، و سفر به قرب و نزدیکی‏ات به کناره‏گیری‏اش واندارد، زندگانی‏اش برای او مرگ، و مرگش حسرت برای او خواهد بود.

نعیم هر دو جهان پیش عاشقان بجوی

که این متاع قلیل است و آن بهای حقیر

بنوش باده و عزم وصال جانان کن

سخن شنو که زنندت ز بام عرش صفیر

 


[1]. مرحوم آیت‏الله حاج شیخ على سعادت‏پرور (1305-1383 شمسی) از شاگردان برجسته‏ی مرحوم علّامه‏ی طباطبایی در مسائل سلوکی بود. مؤلف این کتاب، افتخار بهره‏مندی از محضر ایشان را دارد و عمده‏ی مطالب آمده در این اثر، برگرفته از دستورات آن استاد ارجمند اخلاق و عرفان است.

 

[2]. سیّد ابن طاووس روایت کرده: «رسول خدا{صلوات الله علیه} در یکشنبه‏ی ماه ذی‏قعده از منزل بیرون آمد و فرمود: ای مردم، کدام‏یک از شما می‏خواهد توبه کند؟ عرض کردیم: همه می‏خواهیم توبه کنیم. فرمود: غسل کنید و وضو بگیرید و چهار رکعت نماز - در هر رکعت یک بار «فاتحة الکتاب»، سه بار «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ» و هر کدام از دو سوره‏ی «معوّذتین» (سوره‏های ناس و فلق) را یک بار  بخوانید، سپس هفتاد بار استغفار کنید و آن را به «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إلݨّا بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ» ختم کنید، آن گاه دست‏ها را بالا آورید و بگویید: «یا عَزِیزُ یَا غَفَّارُ، اِغْفِرْ لِی ذُنُوبِی وَ ذُنُوبَ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ، فَإِنَّهُ لا یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلّا أَنْتَ.»

سپس فرمود: هر بنده‏ای از امّت من این عمل را انجام دهد، از آسمان به او ندا می‏شود: «ای بنده‏ی خدا، عمل خود را از نو آغاز کن؛ زیرا توبه‏ی تو پذیرفته و گناه تو آمرزیده شد.» و فرشته‏ای از زیر عرش به او خطاب می‏کند: «ای بنده، خجسته باد بر تو و خاندان و فرزندان تو!» و فرشته‏ای دیگر ندا می‏کند: «ای بنده، دشمنان تو در روز قیامت از تو راضی خواهند گردید.» و...

عرض کردیم: ای رسول خدا{صلوات الله علیه}، اگر بنده‏ای این عمل را در غیر این ماه انجام دهد، چه اثری خواهد داشت؟ فرمود: «همانند آنچه توصیف کردم برای او خواهد بود و این سخنان را جبرئیل{علیه السلام} آنگاه که خداوند مرا به آسمان [معراج] برد، به من آموخت.»

 

[3]. دیگر اثر مؤلف این کتاب که توسط همین ناشر به چاپ رسیده است.

 

[4]. اسراء، 79.

 

[5]. الکافی (ط. الإسلامیة، 1407هـ.ق.)، ج‏3، ص445.

 

[6]. بحار الأنوار (ط. دار إحیاء التراث العربی‏، 1403هـ.ق.)، ج‏75، ص380، باب 29: مواعظ أبی محمد العسکری{علیه السلام} و کتبه إلى أصحابه.

 

[7]- عالم و عارف برجسته، آخوند ملا حسینقلی همدانی (1239-1311ه.ق.) در فقه و اصول شاگرد شیخ انصاری و در اخلاق و عرفان شاگرد آیت الله سید علی شوشتری بود. پس از رحلت شیخ انصاری، ایشان قصد تدریس فقه و اصول داشت، اما سید شوشتری، ایشان را از این کار منع کرد تا به تربیت و تعلیم اخلاقی شاگردان مستعد بپردازد. آخوند همدانی را نقطهی عطفی در تاریخ رویکرد معنوی و عرفانی در حوزههای علمیه میدانند. تسلط کم نظیر ایشان بر معارف عقلی و فقاهت موجب شد که راه استادش (مرحوم شوشتری) را چنان گسترش دهد که پس از ایشان نوعی مکتب تربیتی در نجف شکل گرفت. گفته شده که حدود سیصد نفر در مکتب مرحوم آخوند تربیت شدند که از جمله مشهورترین آنها، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، سید احمد کربلایی، سید محسن امین، شیخ محمد بهاری همدانی، میرزا محمدحسین نائینی و آخوند خراسانی هستند.

 

[8]. پاسداران حریم عشق‏ (ط. احیاء کتاب‏، 1388هـ.ش)، ج4، ص118.

 

[9]. عطش(ط. شمس الشموس، 1341هـ.ق.)، ص48.

 

[10]. مهر تابان (ط.باقرالعلوم، 1402هـ.ق.)، ص26.

 

[11]. عارف و فقیه بزرگ، آیتالله سید احمد کربلایی تهرانی (متوفای 1332ه.ق.)، در محضر اساتید بزرگ نجف اشرف به درجهی اجتهاد رسید. مرتبهی اجتهاد ایشان چنان ارجمند بود که در سنّ چهل سالگی نامزد مرجعیّت شیعه شد؛ ولی حاضر به پذیرش این مسئولیت نگردید. با این حال، ایشان در اخلاق و عرفان پرآوازهتر است؛ ایشان از شاگردان برجستهی مرحوم ملا حسینقلی همدانی بود و توفیق پرورش شاگردان بزرگی را یافت که سیّد علی آقای قاضی از جمله مشهورترین آنهاست.

 

[12]- زن نوحهکننده

 

[13]- نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبهی 193: متقین به سان کسانی هستند که اتش را میبینند و در آن معذّب هستند.

 

[14]- برنامهی سلوک در نامههای سالکان (ط. دارالفکر، 1376ه.ش.)، ص122.

 

[15]. نقل کرده‏اند که وقتی حضرت یوسف{علیه السلام} را به بازار آوردند تا بفروشند، صف طویلی از ثروتمندان و توانگران برای خرید او ایجاد شد و همه برای خریدن جناب یوسف{علیه السلام} مبالغ هنگفتی ارائه می‏کردند. در این میان پیرزنی هم آمده بود که جز یک دوک نخ‏ریسی دارایی دیگری نداشت. از او پرسیدند تو برای چه میان این صف آمده‏ای؟ مگر تو برای خریدن یوسف چه داری؟ عده‏ای به او خندیدند و عده‏ای از سر دلسوزی به او گفتند: آخر آن خریداران یوسف کجا و تو کجا؟! پیرزن گفت: می‏دانم کسی یوسف را به من نمی دهد، اما آمده‏ام تا بگویم من هم خریدار توام! فقط تماشاگر نیستم!

 

[16]. اسوهی عارفان (ط. آل علی؟عهم؟، 1385هـ.ش.)، ص89.

 

[17]. شیدا (ط. شمس الشموس، 1385هـ.ش.)، ص79. 

 

[18]. «الإِمامُ الصّادِق{علیه السلام}: إذَا استَفتَحَ العَبدُ صَلاتَهُ، أَقبَلَ اللّهُ عَلَیهِ بِوَجهِهِ الکَریمِ وَ وَکَّلَ بِهِ مَلَکًا یَلتَقِطُ القُرآنَ مِن فیهِ التِقاطًا، فَإِن‏ أَعرَضَ‏ العَبدُ عَن صَلاتِهِ أَعرَضَ اللّهُ عَنهُ وَ وَکَّلَهُ إلَى المَلَکِ، وَ إِن أَقبَلَ عَلَى صَلاتِهِ بِکُلِّهِ أَقبَلَ اللّهُ عَلَیهِ بِوَجهِهِ الکَریمِ حَتَّى تُرفَعَ صَلاتُهُ کامِلَةً، وَ إِن سَها فیها أَو غَفَلَ أَو شَغَلَ بِشَی‏ءٍ غَیرِها رُفِعَ مِن صَلاتِهِ بِقَدرِ ما أَقبَلَ عَلَیهِ مِنها، وَ لا یُعطَى القَلبُ الغافِلُ شَیئًا.»

امام صادق{علیه السلام}: هنگامى که بنده نماز را آغاز مى‏کند، خداوند با روى کریمانه‏اش به او روى مى‏آورد و فرشته‏اى را بر او مى‏گمارد، تا قرآن را کامل و تمام از لبش برچیند. پس اگر بنده از نمازش روى گرداند، خداوند نیز روى مى‏گرداند و او را به همان فرشته مى‏سپارد و اگر در همه نمازش، به آن متوجه باشد، خداوند با روى کریمانه‏اش به او رو میکند تا آنکه نمازش کامل و تمام بالا رود. و اگر در آن دچار فراموشى یا غفلت گردید یا سرگرم به چیزى جز خدا شد، از نمازش، همان اندازه بالا مى‏رود که به خدا روى آورده است و به دل غافل هیچ چیز، بخشیده نمى‏شود. (مکارم الأخلاق (ط. الشریف الرضى‏، 1412هـ.ق.)، ج2، ص66، ح2164).

«عَنْ إِبْرَاهِیمَ الْکَرْخِیِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ؟عهما؟ یَقُولُ‏: ...إِنِّی لَأُحِبُّ لِلرَّجُلِ الْمُؤْمِنِ مِنْکُمْ إِذَا قَامَ فِی صَلَاتِهِ أَنْ یُقْبِلَ بِقَلْبِهِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ لَا یَشْغَلَهُ بِأَمْرِ الدُّنْیَا فَلَیْسَ مِنْ مُؤْمِنٍ یُقْبِلُ بِقَلْبِهِ فِی صَلَاتِهِ إِلَى اللَّهِ إِلَّا أَقْبَلَ‏ اللَّهُ‏ إِلَیْهِ‏ بِوَجْهِهِ وَ أَقْبَلَ بِقُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ إِلَیْهِ بِالْمَحَبَّةِ لَهُ بَعْدَ حُبِّ اللَّهِ إِیَّاهُ.» ‏(الأمالی (للمفید) (ط. کنگره‌‌ی شیخ مفید، 1413هـ.ق.)، ص150)

 

[19]. «قالَ رَسولُ اللَّهِ{صلوات الله علیه}: إِنَّ مِنَ الصَّلَاةِ لَمَا یُقْبَلُ نِصْفُهَا وَ ثُلُثُهَا وَ رُبُعُهَا وَ خُمُسُهَا إِلَى الْعُشْرِ، وَ إِنَّ مِنْهَا لَمَا یُلَفُ‏ کَمَا یُلَفُ‏ الثَّوْبُ‏ الْخَلَقُ فَیُضْرَبُ بِهَا وَجْهُ صَاحِبِهَا وَ إِنَّمَا لَکَ مِنْ صَلَاتِکَ مَا أَقْبَلْتَ عَلَیْهِ بِقَلْبِکَ.» ( بحار الأنوار، ج84، ص260)

 

[20]. «عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ{علیه السلام} یَقُولُ:‏ کُلُّ سَهْوٍ فِی الصَّلَاةِ یُطْرَحُ مِنْهَا غَیْرَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى یُتِمُّ بِالنَّوَافِلِ. إِنَّ أَوَّلَ مَا یُحَاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلَاةُ؛ فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ‏ مَا سِوَاهَا. إِنَّ الصَّلَاةَ إِذَا ارْتَفَعَتْ فِی أَوَّلِ وَقْتِهَا، رَجَعَتْ إِلَى صَاحِبِهَا وَ هِیَ بَیْضَاءُ مُشْرِقَةٌ؛ تَقُولُ: حَفِظْتَنِی حَفِظَکَ اللَّهُ. وَ إِذَا ارْتَفَعَتْ فِی غَیْرِ وَقْتِهَا بِغَیْرِ حُدُودِهَا، رَجَعَتْ إِلَى صَاحِبِهَا وَ هِیَ سَوْدَاءُ مُظْلِمَةٌ؛ تَقُولُ: ضَیَّعْتَنِی ضَیَّعَکَ اللَّهُ.» (الکافی (ط.  الإسلامیة)، ج‏3، ص268)

 

[21]. شیدا (ط. شمس الشموس، 1385هـ.ش.)، ص81، به نقل از استاد فاطمی‏نیا.

 

[22]. همان، ص81.

 

[23]. هر گاه با آن که به او علاقهمندى برخورد نمودى، دنیا را واگذار.

 

[24]. اعراف، 27.

 

[25]. إقبال الأعمال (ط. دار الکتب الإسلامیه‏، 1409هـ.ق.)، ج‏2، ص: 628

 

[26]. عیون الحکم و المواعظ (لیثی) (ط. دار الحدیث‏، 1376هـ.ش.)، ص473.

 

[27]. قیامت، 14.

 

[28]. فاطر، 10.

 

[29]. مائده، 27.

 

[30]. نهجالبلاغه (للصبحی صالح) (ط. هجرت، 1414هـ.ق.)، حکمت 130.

 

[31]. مائده، 27.

 

[32]. در محضر بهجت (ط. سماء قلم، 1382هـ.ش.)، ج2، ص364.

 

[33]. بقره، 40.

 

[34]. منظور امام، مرحوم آیت‏الله شاه‏آبادی، استاد اخلاق و عرفان ایشان می‏باشد.

 

[35]. شرح چهل حدیث (ط. مؤسسهی تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1387هـ.ش.)، ص7.

 

[36]. مکارم الأخلاق (ط. الشریف الرضى‏،1412هـ.ق.)، الفصل الخامس فی وصیة رسول الله{صلوات الله علیه} لأبی ذر الغفاری رضی الله عنه.

 

[37]. امالی (للطوسی) (ط. دار الثقافة، 1414هـ.ق.)، ص166.

 

[38]. إقبال الأعمال (ط. دار الکتب الإسلامیه‏، 1409هـ.ق.)، ج‏2، ص632: فصل فیما نذکره من عمل أول جمعة من شهر رجب.

 

[39]. بحار الأنوار (ط. دار إحیاء التراث العربی‏، 1403هـ.ق.)، ج‏91، ص95.

 

فهرست مطالب